تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٨
ساختن حقايقى كه در آيات گذشته درباره توحيد و شرك، ايمان و كفر، و حقّ و باطل گذشت، مثَل بسيار روشنى مىزند، مىفرمايد: خداوند «از آسمان آبى فرستاد» (أَنزَلَ مِنَالسَّمَاءِ مَاءً).
آبى حياتبخش و زندگىآفرين و سرچشمه نمو و حركت؛ «و از هر درّه و رودخانهاى به اندازه آنها سيلابى جارى شد» (فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا).
جويبارهاى كوچك، دستبهدست هم مىدهند و نهرهايى به وجود مىآورند. نهرها به هم مىپيوندند و سيلاب عظيمى از دامنه كوهسار سرازير مىشود. آبها از سر و دوش هم بالا مىروند و هرچه را بر سر راه خود بينند برمىدارند و مرتّباً بر يكديگر كوبيده مىشوند. در اين هنگام، كفها از لابهلاى امواج ظاهر مىشوند. قرآن مىگويد: «سپس سيل بر روى خود كفى حمل كرد» (فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا).
«رابى» از مادّه «ربوّ» (بر وزن غلوّ) بهمعنى بلندى و برترى است. «ربا» نيز كه بهمعنى سود يا پول اضافى يا جنس ديگر است، از همين مادّه و به همين معنى است زيرا اضافه و زيادى را مىرسانَد.
پيدايش كفها منحصر به نزول باران نيست، «و از آنچه (در كورهها) براى به دست آوردن زينتآلات يا وسايل زندگى، آتش روى آن روشن مىكنند (تا ذوب شود) كفهايى مانند آن به وجود مىآيد» (وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِىالنَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ). «١»