تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
آسمان در كره زمين به وجود مىآيد، دهها ميليون تن است كه رقم فوقالعادهاى است. بنابراين مىبينيم همين پديده ظاهراً پيشپاافتاده و بىخاصيّت طبيعت، چقدر پربار و پربركت است؛ هم آبيارى مىكند، هم سمپاشى مىكند و هم تغذيه.
و اين نمونه كوچكى از اسرار شگرف و پردامنه عالم هستى است كه مىتواند رهنمون روشنى بر مسأله خداشناسى باشد.
اينها همه از يكسو بركات برق است و از سوى ديگر، آتش سوزىهايى كه از يكنوع آن (صاعقه) به وجود مىآيد، گاهى ممكن است انسان يا انسانها يا درختانى را بسوزاند، هر چند اين امر نادر است و قابل اجتناب، ولى مىتواند عامل ترس شود. به اين ترتيب آنچه در آيه فوق خوانديم كه برق هم مايه ترس است و هم اميد، ممكن است اشاره به مجموع اين امور باشد.
و نيز ممكن است جمله وَ يُنْشِىءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ كه در آخر آيه مورد بحث آمده، ارتباط با همين خاصيّت برق داشته باشد كه ابرها را سنگينبار از دانههاى پر پشت باران مىسازد.
* آيه بعد به صداى رعد مىپردازد كه هرگز از برق جدا نيست. مىفرمايد: «و رعد، تسبيح و حمد او مىگويد» (وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ). «١»
آرى اين صداى پرطنين جهان طبيعت كه ضربالمثل در عظمت صوت است، چون با پديده برق همراه است و هر دو در خدمت يك هدف هستند و خدمات پرارزش و حسابشدهاى دارند كه در بالا به آن اشاره شد، عملًا تسبيح خدا مىگويد. به بيان ديگر، «رعد» زبان گوياى «برق» است كه حكايت از نظام