تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤
سپس قرآن اضافه مىكند: «هر چيز در نزد خدا به مقدار و ميزان ثابت و معيّن است» (وَ كُلُّ شَىْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ).
تا تصوّر نشود كه اين كم و زيادها بىحساب و بىدليل است، بلكه ساعت و ثانيه و لحظه آن حساب دارد، همانگونه كه اجزاى جنين و خون رحم، همه داراى حساب و كتاب است.
* آيه بعد در حقيقت دليلى است بر آنچه در آيه قبل بيان شد. مىگويد: «خداوند غيب و شهود (پنهان و آشكار) را مىداند» (عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ).
و آگاهى او از غيب و شهود به اين دليل است كه «او بزرگ است و متعالى و مسلّط بر هر چيز» و به همين دليل در همه جا حضور دارد و چيزى از ديدگان علمش پنهان نيست (الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ).*
آنگاه براى تكميل اين بحث و تأكيد بر علم بىپايان خداوند اضافه مىكند:
«براى او يكسان است كسانى از شما كه پنهانى سخن بگويند، يا آن را آشكار سازند»؛ او همه را مىداند و مىشنود (سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ).
«و (نيز براى او تفاوت نمىكند) كسانى كه شبانگاه مخفيانه حركت مىكنند، يا در روشنايى روز» (وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِالَّيْلِ وَ سَارِبٌ بِالنَّهَارِ). «١»
اصولًا براى كسى كه در همه جا حضور دارد، نور و ظلمت، تاريكى و روشنى، غيب و شهود، مفهومى ندارد؛ او بهطور يكسان از همه آنها باخبر است.