تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠
ابوهريره اسلمى چنين نقل مىكند: إنّ المُرادَ بِالهادي عَلىٌّ عليه السلام.
٣. ميرغياثالدّين نويسنده كتاب حبيب السير در جلد دوم كتاب خود صفحه ١٢ چنين مىنويسد: قَد ثَبَتَ بِطُرُقٍ مُتَعَدّدَةٍ إِنَّهُ لَمّا نَزَلَ قَولُهُ تَعالى إنَّما أنتَ مُنذِرٌ وَ لِكُلّ قَومٍ هادٍ قالَ لِعَلِىّ أنَا المُنذِرُ وَ أنتَ الهادي، بِكَ يا عَلىٌّ يَهتَدى المُهتَدونَ مِن بَعدي: «به طرق متعدّدى نقل شده هنگامى كه آيه إِنَّمَا أَنْتَ مُنذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: من منذرم و تو هادى. اى على، بعد از من بهوسيله تو هدايتيافتگان هدايت مىشوند».
آلوسى در روحالمعانى و شبلنجى در نورالابصار و شيخ سليمان قندوزى در ينابيعالمودّة نيز اين حديث را به همان عبارت يا نزديك به آن نقل كردهاند.
گرچه راوى اين حديث در غالب طرق آن ابن عبّاس است، منحصر به او نيست بلكه از ابوهريره (طبق نقل حموينى) و از خود على عليه السلام (طبق نقل ثعلبى) نيز روايت شده است آنجا كه فرمود: المُنذِرُ النَّبىُ وَالهادي رَجُلٌ مِن بَنى هاشِمٍ يَعنى نَفسَهُ: «منذر پيامبر است و هدايتكننده مردى از بنىهاشم است كه منظور حضرت خود او بود». «١»
گرچه در اين احاديث تصريح به مسأله ولايت و خلافت بلافصل نشده است ولى با توجّه به اينكه هدايت به معنى وسيع كلمه منحصر به على عليه السلام نبود، بلكه همه علماى راستين و ياران خاصّ پيامبر صلى الله عليه و آله اين برنامه را انجام مىدادند، معلوم مىشود معرّفى على عليه السلام بهعنوان «هادى» بهخاطر امتياز و خصوصيّتى است كه او داشته، او برترين مصداق «هادى» بوده و چنين مطلبى جدا از ولايت و خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله نخواهد بود.