تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨
انذار و آوردن گمراهان به صراط مستقيم نياز به اعجازى باشد، مسلّماً پيامبر كوتاهى نخواهد كرد، ولى در برابر لجوجانى كه در اين مسير نيستند هرگز چنين وظيفهاى ندارد.
در واقع قرآن مىگويد: اين كافران وظيفه اصلى پيامبر را فراموش كردهاند كه مسأله انذار و دعوت به سوى خداست و چنين پنداشتهاند كه وظيفه اصلى او اعجازگرى است.
٢. منظور از جمله «لِكُلّ قَومٍ هادٍ» چيست؟
جمعى از مفسّران گفتهاند اين هر دو صفت، «منذر» و «هادى»، به پيامبر برمىگردد و در واقع جمله چنين بوده است: أَنْتَ مُنذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ: «تو بيمدهنده و هدايتكننده براى هر جمعيّتى هستى».
ولى اين تفسير خلاف ظاهر آيه است، چون «واو»، جمله لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ را از جمله إِنَّمَا أَنْتَ مُنذِرٌ جدا كرده است. آرى، اگر كلمه «هاد» قبل از لِكُلِّ قَوْمٍ بود، اين معنى كاملًا قابل قبول بود ولى چنين نيست.
دوم اينكه هدف اين بوده است كه دو قسم دعوتكننده بهسوى حق را بيان كند: اوّل دعوتكنندهاى كه كارش انذار است، و ديگر دعوتكنندهاى كه كارش هدايت است.
حتماً خواهيد پرسيد كه ميان «انذار» و «هدايت» چه تفاوتى است؟
در پاسخ مىگوييم: انذار براى آن است كه گمراهان به راه آيند و در متن صراط مستقيم جاى گيرند ولى هدايت براى اين است كه مردم را پس از آمدن به راه، به پيش ببرد.