تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧
نيّت نبودند، يعنى معجزات را براى يافتن حق نمىخواستند، بلكه بهعنوان لجاجت و عدم تسليم در برابر حق، هر زمان پيشنهاد معجزه و خارق عادت عجيب و غريب مىكردند؛ اينگونه معجزات كه «معجزات اقتراحى» ناميده مىشود هرگز براى كشف حقيقت نبوده و به همين دليل پيامبران هرگز در برابر آن تسليم نمىشدند.
در حقيقت اين دسته از كافران لجوج تصوّر مىكردند كه پيامبر صلى الله عليه و آله ادّعا مىكند من قادر بر انجام هر چيز و خارقالعادهگر هستم و در اينجا نشستهام كه هر كس پيشنهاد هر امر خارقالعادهاى كند براى او انجام دهم.
ولى پيامبران با ذكر اين حقيقت كه معجزات به دست خداست و به فرمان او انجام مىگيرد و ما وظيفه تعليم و تربيت مردم را داريم، دست رد بر سينه چنين افراد مىزدند؛ لذا در آيه مورد بحث مىخوانيم كه به دنبال اين سخن مىفرمايد:
اى پيامبر، «تو فقط بيمدهندهاى، و براى هر گروهى هدايتكنندهاى است» (إِنَّمَا أَنْتَ مُنذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ).
دو پرسش:
١. جمله «إنّما أنتَ مُنذِرٌ وَ لِكُلِّ قَومٍ هادٍ»، چگونه مىتواند پاسخ كافران نسبت به تقاضاى معجزه بوده باشد؟
پاسخ اين پرسش با توجّه به آنچه در بالا گفتيم روشن است، زيرا پيامبر يك خارقالعادهگر نيست كه به درخواست هر كس و براى هر مقصد و هر منظور دست به اعجاز بزند. وظيفه او در درجه نخست انذار، يعنى بيم دادن به آنان كه در بيراهه مىروند و دعوت به صراط مستقيم است. البتّه هرگاه براى تكميل اين