تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣
٥. پاداشهاى معنوى برتر است
گرچه بسيارى از مردم نيكوكار در همين جهان به پاداش مادّى خود مىرسند همانگونه كه يوسف عليه السلام نتيجه پاكدامنى، شكيبايى و پارسايى خويش را در همين دنيا گرفت كه اگر آلوده بود هرگز به چنين مقامى نمىرسيد.
ولى اين سخن به آن معنى نيست كه همه بايد چنين انتظارى داشته باشند و اگر به پاداشهاى مادّى نرسند، گمان كنند به آنها ستم شده، زيرا پاداش اصلى پاداشى است كه در زندگى آينده در انتظار اوست.
و شايد براى رفع همين اشتباه و دفع همين توهّم است كه قرآن در آيات مورد بحث بعد از ذكر پاداش دنيوى يوسف اضافه مىكند: وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كَانُوا يَتَّقُونَ: «پاداش آخرت براى آنان كه ايمان دارند و تقوا پيشه كردهاند برتر است».
٦. حمايت از زندانيان
زندان هر چند هميشه جاى نيكوكاران نبوده است بلكه گاهى بيگناهان و گاهى گناهكاران در آن جاى داشتهاند، ولى در هر حال اصول انسانى ايجاب مىكند كه نسبت به زندانيان، هر چند گناهكار باشند موازين انسانى رعايت شود.
گرچه دنياى امروز ممكن است خود را مبتكر مسأله حمايت از زندانيان بداند، در تاريخ پرمايه اسلام از نخستين روزهايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله حكومت مىكرد، سفارشهاى او را نسبت به اسيران و زندانيان به خاطر داريم. سفارش على عليه السلام را نسبت به آن زندانى جنايتكار (يعنى عبدالرّحمان بن ملجم مرادى كه قاتل او بود) همه شنيدهايم كه دستور داد نسبت به او مدارا كنند و حتّى از غذاى خودش كه شير بود براى او مىفرستاد. و در مورد اعدام ابن ملجم فرمود: بيش از يك ضربه بر او نزنند، چون او يك ضربه بيشتر نزده است.