تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
مسخّر شما ساخت؟» (أَلَمْ تَرَى أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِىالْأَرْضِ). «١»
و در جاى ديگر مىخوانيم: «خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است، مسخّر شما ساخت» (وَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِىالسَّموَاتِ وَ مَا فِىالْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ).
از مجموع اين آيات بهخوبى استفاده مىشود كه اوّلًا انسان تكامليافتهترين موجود اين جهان است و از نظر جهانبينى اسلام آنقدر به او ارزش و مقام داده شده كه همه موجودات ديگر را مسخّر او ساخته؛ انسانى كه «خليفة اللَّه» است و قلبش جايگاه نور خدا.
ثانياً روشن مىشود كه «تسخير» در اين آيات به اين معنى نيست كه انسان اين موجودات را همگى تحت فرمان خود درمىآوَرد، بلكه همين اندازه كه در مسير منافع و خدمت او حركت دارند و فىالمثل كرات آسمانى براى او نورافشانى مىكنند يا فوايد ديگرى دارند در تسخير او هستند.
هيچ مكتبى اينقدر براى انسان ارزش والا قائل نشده و در هيچ فلسفهاى انسان اينهمه موقعيّت و شخصيّت ندارد و اين از ويژگىهاى مكتب اسلام است كه ارزش وجودى انسان را تا اين حد بالا مىبرد كه آگاهى از آن، اثر عميق تربيتى دارد، زيرا وقتى انسان فكر كند كه خدا اينهمه عظمت به او داده است و ابر و باد و ماه و خورشيد و فلك همه در كارند و همگى سرگشته و فرمانبردار و خدمتكار اويند، چنين انسانى تن به غفلت و پستى نمىدهد و خود را اسير شهوات و برده ثروت و مقام و زر و زور نمىسازد، زنجيرها را در هم مىشكند و به اوج آسمانها پرواز مىكند.
چگونه مىتوان گفت خورشيد و ماه مسخّر انسان نيستند، در حالى كه با