تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١
و طوفانها دائماً بر سطح آن جريان داشت، ولى با آفرينش كوهها از دو جهت امن و امان شد. و نه تمام آن كوه و درّه است كه قابل زندگى نباشد. و در مجموع تركيبى است از مناطق مسطّح و صاف، و كوهها و درّهها كه بهترين تركيب را براى زندگى بشر و ساير موجودات زنده تشكيل مىدهد.
سپس به آبها و نهرهايى كه در روى زمين جريان دارد اشاره كرده مىگويد:
«و رودهايى» در آن قرار داد (وَ أَنْهَارًا).
سيستم آبيارى زمين بهوسيله كوهها و ارتباط كوهها با رودها بسيار جالب است، زيرا بسيارى از كوهها آبهايى را كه بهصورت برف درآمده در قلّه خود يا در شكافهاى درّهها ذخيره مىكنند كه تدريجاً آب مىشود و، به حكم قانون جاذبه، از مناطق مرتفع بهسوى مناطق پست و گسترده جريان مىيابد و بىآنكه نياز به نيروى ديگرى باشد در تمام مدّت سال بهطور طبيعى بسيارى از زمينها را آبيارى مىكند.
اگر شيب ملايم زمينها نبود و اگر آبها به اين صورت در كوهها ذخيره نمىشد، آبيارى اغلب مناطق خشك امكانپذير نبود يا اگر امكان داشت، هزينه فوقالعادهاى لازم داشت.
بعد از آن به ذكر موادّ غذايى و ميوههايى كه از زمين و آب و تابش آفتاب به وجود مىآيد و بهترين وسيله براى تغذيه انسان است پرداخته مىگويد: «و از تمام ميوهها دو جفت در زمين قرار داد» (وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِاثْنَيْنِ).
اشاره به اينكه ميوهها موجودات زندهاى هستند كه نطفههاى نر و ماده دارند و اين نطفهها از طريق تلقيح، بارور مىشوند.
اگر «لينه»، دانشمند و گياهشناس معروف سوئدى، در اواسط قرن هيجدهم