تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
«خدا همان كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه براى شما ديدنى باشد برافراشت» يا آنها را با ستونهايى نامرئى برپا داشت (اللَّهُ الَّذِى رَفَعَ السَّموَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا). «١»
براى جمله بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا دو تفسير گفتهاند: الف) چنانكه مىبينيد، آسمان بىستون است گويى در اصل چنين بوده: (تَرَوْنَهَا بِغَيْرِ عَمَدٍ).
ب) «ترونها» صفت براى «عَمَد» بوده باشد. يعنى آسمانها را بدون ستونى كه مرئى باشد برافراشت»، كه لازمه آن وجود ستونى براى آسمان است امّا نامرئى.
و اين همان است كه از امام علىّ بن موسىالرّضا عليه السلام در حديث حسين بن خالد آمده است. او مىگويد از امام ابوالحسن الرّضا عليه السلام پرسيدم: اينكه خداوند فرموده: وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْحُبُكِ «٢»
(سوگند به آسمان كه داراى راههاست) يعنى چه؟
فرمود: «اين آسمان راههايى بهسوى زمين دارد».
حسين بن خالد مىگويد عرض كردم: چگونه مىتواند راه ارتباطى با زمين داشته باشد در حالى كه خداوند مىفرمايد آسمانها بىستون است؟
امام فرمود: سُبحانَ اللَّهِ، ألَيسَ اللَّهُ يَقولُ بِغَيرِ عَمَدٍ تَرَونَها؟ قُلتُ بَلى، فَقالَ ثَمَّ عَمَدٌ وَ لكِن لا تَرَونَها: «عجيب است، آيا خداوند نمىفرمايد بدون ستونى كه قابل مشاهده باشد؟ عرض كردم آرى. فرمود: پس ستونهايى هست ولى شما آنها را نمىبينيد». «٣»
اين آيه با توجّه به حديثى كه در تفسير آن وارد شده است پرده از روى يك