تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣
بار ديگر به مسأله توحيد بازمىگردد و از تسبيح رعد و وحشت آدميان از برق و صاعقه بحث مىكند، و زمانى از سجده آسمانيان و زمينىها در برابر عظمت پروردگار.
آنگاه براى اينكه چشمها و گوشها را بگشايد و انديشهها را بيدار كند و بىخاصيّت بودن بتهاى ساخته و پرداخته دست بشر را روشن سازد، آنها را به تفكّر دعوت مىكند و براى شناخت حقّ و باطل مثالهايى زنده و محسوس و قابل درك براى همگان مىزند. امّا چون ثمره نهايى ايمان به توحيد و معاد، همان برنامههاى سازنده و عملى است، به دنبال اين بحثها، مردم را به وفاى به عهد، صله رَحِم، صبر و استقامت، انفاق در پنهان و آشكار و ترك انتقامجويى دعوت مىكند.
دگر بار به آنها نشان مىدهد كه زندگى دنيا ناپايدار است و آرامش جز در سايه ايمان به خدا حاصل نمىشود.
سرانجام نيز دست مردم را مىگيرد و به اعماق تاريخ مىبرد و سرگذشت دردناك اقوام سركش گذشته و كسانى كه حق را پوشاندند، يا مردم را از حق بازداشتند بهطور مشخّص نشان مىدهد و با تهديد كفّار با تعبيراتى تكاندهنده، سوره را پايان مىبخشد.
بنابراين سوره رعد از عقايد و ايمان شروع مىشود و به اعمال و برنامههاى انسانسازى پايان مىيابد.