تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦
لمس.
در پايان آيه نيز مىفرمايد: «و سراى آخرت براى پرهيزگاران بهتر است» (وَ لَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا).
«آيا فكر نمىكنيد؟» چرا انديشه خود را به كار نمىاندازيد؟ (أَفَلَا تَعْقِلُونَ).
اينجا سرايى ناپايدار و آميخته با انواع مصائب و آلام و دردهاست و آنجا سرايى جاويد و خالى از هر رنج و ناراحتى.
* در آيه بعد به يكى از حسّاسترين و بحرانىترين لحظات زندگى پيامبران اشاره كرده مىگويد: پيامبران الهى در راه دعوت بهسوى حق همچنان پافشارى داشتند و اقوام گمراه و سركش همچنان به مخالفت خود ادامه مىدادند «تا آنگاه كه رسولان مأيوس شدند و (مردم) گمان كردند كه به آنان دروغ گفته شده است، در اين هنگام يارى ما به سراغشان آمد؛ آنان را كه خواستيم نجات يافتند» (حَتَّى إِذَا اسْتَيْئَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّىَ مَنْ نَشَاءُ). «١»
و در پايان آيه مىفرمايد: «و مجازات ما از قوم گناهكار بازگردانده نمىشود» (وَ لَايُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِالْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ).
اين يك سنّت الهى است كه مجرمان پس از اصرار بر كار خود و بستن تمام درهاى هدايت به روى خويشتن و خلاصه پس از اتمام حجّت، مجازاتهاى الهى بهسراغشان مىآيد و هيچ قدرتى قادر بر دفع آن نيست.
در تفسير آيه فوق و اينكه جمله وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا، بيان حال چه گروهى