ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٧٣ - فصل ٢٢ كارزار احد
وليد را در برابر آنها برقرار كرد.
آن روز لواء قريش در قبيله عبد الدار و لواء مشركين بدست طلحة بن ابى طلحه بود كه او را كبش الكتيبه (قوچ لشكر) ميگفتند.
رسول خدا ص پرچم مهاجران را بعلى ع داد و او در زير لواء انصار قرار گرفت ابو سفيان در برابر پرچمداران خود آمده گفت اى پرچمداران ميدانيد كه مسلمانان براى شكست شما همواره متوجهاند تا صاحبان لوا را از بين ببرند چنانچه در جنگ بدر همين قضيه اتفاق افتاد اينك اگر ميدانيد از نگهدارى لوا درماندهايد لوا را بما بدهيد تا ما خود مهم شما را كفايت كرده و پرچمدارى نمائيم.
طلحه از سخن ناگوار ابو سفيان خشمگين شده گفت اى ابو سفيان چنين سخنانى براى ما ميگوئى سوگند بخدا امروز كارى كنيم كه همه آنها را به حوضچهاى مرگ نزديك سازيم.
طلحه كه او را كبش الكتيبه ميگفتند پيش قدم جنگ شده على ع بمبارزه او آمد پرسيد تو كيستى؟
گفت من طلحة بن ابى طلحه كبش الكتيبهام شما كيستيد فرمود من على بن ابى طالب بن عبد المطلبم آنگاه بيكديگر نزديك شده دو ضربت ميانشان رد و بدل شد على ع چنان ضربتى به پيش سر او زد كه دو چشمش از حدقه بيرون آمد و صيحه زد كه تا آن روز كسى مثل آن را نشنيده بود پرچم از دست او افتاد بلافاصله مصعب برادر او پرچم را بدست گرفت عاصم بن ثابت او را با تيرى از پاى درآورد برادر ديگرش عثمان پرچم را بدست گرفت او را نيز عاصم بزخم تير كشت پس از او غلامى داشتند بنام صؤاب كه از همه بدتر و سختجانتر بود پرچم را بدست گرفت على ع شمشيرى بدست راست او زد او پرچم را بدست چپ گرفت دست چپش را هم