ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٨٣ - باب سى و نهم معجزات و خوارق عادات حضرت ولى عصر عج
ابو عبد اللَّه صالح گفته سالى به بغداد وارد شده پس از چندى از مقام همايونى اجازه مرخصى گرفته، مأذون نشدم و قافله آن روز حركت كرد و من مدت بيست و دو روز ديگر پس از حركت قافله به طرف نهروان ماندگار شدم، روز چهارشنبه بود اذن مرخصى داده و فرمود امروز حركت كن من از اينكه ممكن است بقافله نرسم نااميد بودم قدم در راه گذارده وارد نهروان شدم ديدم قافله در آنجا منزل كرده باندازهاى كه شترم را علوفه دهم بيش فاصله نشد كه با قافله حركت كردم و از دعاى مقام مقدس گزندى نديدم الحمد للَّه.
محمد چاچى گويد به ناسورى مبتلا شدم هر چند براى بهبودى پيش اطباء رفته و پولها صرف كردم نتيجه نگرفتم عريضه بمقام همايونى معروض داشته تقاضاى دعا كردم، توقيع همايونى صادر شد:
خداى متعال لباس عافيت را بر تو پوشانيد و ترا در دنيا و آخرت با ما قرار داد.
هفته فاصله نشد بيمارى صعب العلاج من بهبودى يافت و محل ناسور مانند كف دستى صاف و پاك گرديد به يكى از اطباء كه سابقه دوستى داشتم محل ناسور را نماياندم اظهار داشت داروئى براى بهبودى اين درد نداريم و ميدانيم جز از ناحيه خدا بهيچ دارو بهبودى نيافتهاى.
على بن حسين يمنى گفته در بغداد بودم قافله عزيمت يمن ميكرد منهم خواستم همراه آنان حركت كنم نامه نوشته و تقاضاى مرخصى كردم توقيعى صادر شد: با اين قافله حركت مكن بسود تو تمام نميشود و در كوفه اقامت نما. من حسب الامر در كوفه اقامت كردم و قافله حركت كرد در راه مردم بنى حنظله سر راه بر آنها گرفته و اسباب بيچارگى آنان را فراهم ساختند.
باز عريضهاى تقديم پيشگاه مقدس نمودم درخواست نمودم اجازه فرمايند تا با كشتى عزيمت وطن خود نمايم اين بار هم مرخص نفرمودند. من از كشتيهائى كه آن سال از دريا عبور كرده سؤال نمودم