ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦١٢ - باب بيست و دوم علت رحلت حضرت رضا ع و أخبار وارده در آن
مىكردند و سخنانى مىگفتند كه جناب او را از نظر مأمون طرد كنند و اسباب ناراحتى او را فراهم سازند و بالاخره متعرض ميشدند كه هر گاه او را بيش از اين بر خود چيره سازى ممكن است بهمين زودى مردم را عليه تو بشوراند و ترا هلاك سازند و بالاخره آنقدر از اين گونه سعايتها و سخنچينيها نمودند تا توانستند مأمون را نسبت به آن حضرت بدبين بسازند و او را بكشتن امام هشتم ع وادار نمايند.
بارى سخنان تلخ و مسمومكننده نامبردگان كار خود را كرد تا روزى حضرت رضا و مأمون سر سفره نشسته بغذا خوردن مشغول بودند حضرت از غذاى مسمومى كه تناول فرمود رنجور شد و مأمون هم براى سياست وقت خود را به بيمارى زد[١].
عبد اللَّه بن بشير گفته مأمون بمن دستور داد بر خلاف عادت ناخنهاى خود را بلند كنم و كسى را هم از چنين عملى باخبر نسازم منهم چنان كه گفته بود ناخنهايم را بلند كردم روزى مرا خوانده و چيزى مانند تمر هندى بمن داده گفت اين را بدست خود خمير كن منهم طبق دستور آن را كاملا خمير كردم پس از اين مأمون از پيش من حركت كرد حضور حضرت رضا ع رفته احوال پرسيد و سؤال كرد حال شما چگونه است؟ فرمود آرزومندم حالم خوب و نقاهتى صورت نگرفته باشد مأمون گفت منهم بحمد اللَّه امروز حالم خوبست. پرسيد آيا امروز خدمتگاران حضور اقدس رسيدهاند؟ فرمود خير، مأمون خشمناك شده غلامان را بحضور طلبيده گفت اكنون بايد آب انار حاضر كنيد زيرا ما چاره از آشاميدن آن نداريم. آن گاه عبد اللَّه گفت مأمون بمن دستور داد انارى حاضر نمايم چون آورده گفت آن را بدو دست خود بفشارم
[١] از اين بيان استفاده مىشود سبب رحلت حضرت رضا ع فضل و حسن بودهاند و حال آنكه در روايت پيش از اين معلوم شد كه فضل در سفر خراسان در حمام كشته شد و حضرت رضا ع از قتل او اخبار كرد بنا بر اين بايد گفت اين گونه سعايت بوسيله حسن شده و يا پيوسته حسن و فضل سعايت مىكردند چنانچه در نماز عيد معلوم شد و سرانجام سعايتشان پس از مرگ فضل بشهادت حضرت رضا ع منجر شد و اللَّه اعلم.