ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٠٣ - فصل - ٢ پس از رحلت امام حسن
باخبريد و در امان خدا نخواهد بود كسى كه فرزند عقيل را در خانه خود نگهدارى و پذيرائى نمايد و كسى كه او را بياورد و تسليم دست ما كند ديه او را بوى خواهيم پرداخت هم اكنون اى بندگان خدا از خدا بهراسيد و دست از بيعت و اطاعت خود برمداريد و وسيله براى نابودى خود فراهم مسازيد.
آنگاه به حصين بن نمير خطاب كرده گفت مادرت بعزايت بنشيند هر گاه يكى از كوچههاى كوفه را خاطر كنى يا طورى بىاحتياطى بخرج بدهى كه فرزند عقيل از دست تو فرار كند و نتوانى او را بحضور ما بياورى، اينك ما اختيار تمام خانهاى كوفه را بدست تو داديم و بر تو لازمست كه در تمام كوچههاى كوفه نگهبانان و مفتشان قرار داده و بامداد خود شخصا همه خانهها را وارسى خواهى كرد تا مسلم را تسليم ما كنى حصين بن نمير از مردم بنى تميم و سرپاسبان پسر زياد بود.
پس از اين بيان و دستور پسر زياد وارد قصر دار الاماره شد و همانوقت رايتى براى عمرو بن حريث ترتيب داد و او را امير مردم ساخت و صبحگاه بر مسند امارت جلوس كرد و اذن عام داد مردم دسته دسته بسلام پسر زياد آمدند از جمله واردين محمد بن اشعث بود پسر زياد از او كاملا احترام گذارده و او را در كنار خود نشانيد و گفت آفرين بكسى كه با امير خود حيلهگرى ننمايد و سر بفرمان باشد.
فردا صبح، بلال پهلوى عبد الرحمن بن محمد اشعث آمده او را از محل مسلم باخبر ساخت و خاطرنشان كرد ديشب را نامبرده در منزل مادر او بسر برده عبد الرحمن كه از چنين مژده باخبر شد بلا درنگ نزد پدرش كه پيش پسر زياد بود آمد و او را با سرگوشى از محل مسلم باخبر ساخت ابن زياد هم كه احساس كرد ممكن است خبرى از مسلم آورده باشد به محمد گفت هم اكنون از جاى برخيز و او را دستگير كرده پيش ما بياور محمد آماده انجام وظيفه شد ابن زياد ميدانست هر گاه ديگران را بيارى محمد مأمور بدارد ممكن است آمادگى نشان ندهند لا جرم مردم او را بهمراهى محمد مأمور داشت و