ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٤٨ - باب اول امام دوم شيعيان
ابو مخنف از عده روايت كرده فرداى آن شبى كه حضرت امير ع بدرود زندگى گفت حضرت امام حسن خطبه خواند پس از حمد و ثنا و صلوات بر پيغمبر ص فرمود در شب گذشته مردى رخت از جهان بربست كه هيچ يك از پيشينيان در انجام وظيفه بر او پيشدستى نگرفتند و آيندگان هم نتوانند پا بپاى او بكارهاى خود بپردازند او در ركاب پيمبر پيكار مىكرد و در راه نگهدارى او از خودگذشتگى نشان ميداد و رسول خدا ص ويرا پرچمدار خود قرار ميداد و جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از جانب چپ از وى نگهدارى مىكردند و او از ميدان باز نمىگشت تا خداى متعال بكمك او لشكر اسلام را پيروز مىساخت.
على ع در شبى از دنيا رفت كه در آن شب عيسى ع به آسمان صعود كرد و يوشع بن نون وصى موسى درگذشت.
وى جهان را وداع گفت در حالى كه سيم و زرى از خود باقى نگذارده بود آرى هفتصد درهم از عطايايش مانده كه مىخواست خدمتگزارى براى كسان خود بخرد.
اين هنگام گريه گلوگير آن جناب شده گريست و مردم هم با او همصدا شدند.
سپس به بيانات خود ادامه داده فرمود من پسر بشيرم من پسر نذيرم من زاده كسى هستم كه مردم را باذن خدا بجانب او دعوت مىكرده من پسر چراغ تابانم من از خاندانى هستم كه خدا پليدى را از آنان دور ساخته و بخوبى آنان را پاكيزه نموده من از خانواده هستم كه خدا دوستى آنان را در كتاب خود واجب فرموده قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً[١]
[١] آيه ٢٣ سوره شورى.