ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٠٧ - فصل - ٦١ اخبار از مغيبات
هنگامى كه شاميها قرآنها را روى نيزه كردند و ياران على ع را بشك انداختند و آنان از على ع درخواست كردند تا با شاميها بمسالمت رفتار كند و سازش نمايد فرمود واى بر شما اين كار، مكر شاميانست و منظور آنها نگهدارى قرآن نيست و آنها اهل قرآن نمىباشند از خدا بترسيد و دست از پيكار برنداريد هر گاه سخن مرا نپذيريد راهها بر شما سخت شود و چنان پشيمان شويد كه سودى نبريد و قضيه چنان شد كه فرمود، زيرا آنها پس از آنكه كار خلافت را بحكومت حكمين واگذار نمودند پى به تقصير خود برده و دانستند عدم اجابت خواسته على ع بزيان آنها تمام شده و راه وصول بمقصود را براى آنان دشوار ساخته و جز هلاكت راه ديگرى براى آنان نمىباشد.
و هنگامى كه على ع عازم پيكار با خوارج شد فرمود هر گاه خوف اين معنى نبود كه شما ممكن است از راه حق منحرف شويد و دست از كار بكشيد از قضاى الهيكه بر زبان پيغمبر حق جارى شده در باره كسى كه با آنان مىجنگد و كاملا از احوال ايشان باخبر است بشما اطلاع ميدادم و ثابت مىكردم كه آنان بدترين افرادند و كسى كه با آنها پيكار كند هر چه بيشتر و بهتر بخدا نزديك است.
هنگامى كه على ع از كارزار با خوارج آسوده شد در صدد يافتن مرد كوتاه دست كه نامش حرقوص ابن زهير بود برآمد و در ميان كشتگان مىگشت و مىفرمود سوگند بخدا دروغ نگفتهام و كسى هم كه مرا از وجود چنين آدمى اطلاع داده دروغ نگفته و بالاخره نامبرده را در ميان كشتگان يافته پيراهنش را دريده و بر شانهاش گوشت زيادى بشكل پستان زنان بود كه چون آن را مىكشيدند دست و شانه به تبع آن كشيده ميشد و چون رها مىكردند بجاى اول بازمىگشت و چون حال او را بدان كيفيت ملاحظه كرد تكبير گفته و فرمود پيشآمد اين موجود، عبرت براى بينايانست.