ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٠٦ - فصل - ٦١ اخبار از مغيبات
و هنگامى كه در ذى قار براى بيعت، جلوس كرده فرمود بزودى از جانب كوفه هزار نفر مرد بىكم و كاست بطرف شما خواهند آمد و با من بيعت مىكنند و خود را آماده براى مرگ ميسازند.
ابن عباس گويد من از شنيدن اين سخن، بيمناك شده و گفتم ممكن است كمتر يا بيشتر از هزار نفر باشند و سرانجام ما به بيچارگى منتهى شود و پيوسته اين انديشه مرا اندوهناك ساخت تا آن هنگام كه مردان كوفه وارد شدند من بر اثر استماع آن خبر، كوفيها را مىشمردم تا نهصد و نود و نه نفر تكميل شده و هزارمى آنها را نديده گفتم إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ چرا على ع چنين اطلاعى داد و چه امرى ايجاب كرد وى چنين سخن نابجائى بگويد و ما را در برابر دشمنان سرشكسته بسازد و همواره در انديشه بودم در اين وقت چشمم بمردى افتاد كه از دور بجانب ما مىآيد چون نزديك شد پياده پشمينه پوشى را ديدم كه شمشير حمايل كرده و سپر و لوازم جنگى را همراه برداشته حضور على ع آمده عرض كرد دست دراز كن تا با تو بيعت كنم على ع پرسيد بچه كيفيت مىخواهى با من بيعت نمائى؟ جواب داد آنچه مىگوئى بشنوم و فرمانبردارى كنم و در برابر تو پيكار نمايم تا كشته شوم يا آنكه خدا پيروزى را نصيب تو فرمايد على ع پرسيد نام تو چيست؟ عرضكرد نام من اويس است فرمود اويس قرنى تو هستى؟ عرضكرد آرى فرمود اللَّه اكبر دوست من رسول خدا ص اطلاع داد كه من صحبت يكى از امتان او را بنام اويس قرنى كه از حزب خدا و رسولند درك مىكنم و او در ركاب من شهيد مىشود و گناهكاران به اندازه مردم ربيعه و مضر از شفاعت او بهرهمند مىشوند.
ابن عباس گويد چون از صدق فرمايش على ع اطلاع يافتم مسرور شدم خدا از انديشه خطاى من درگذرد.