ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٨٤ - فصل - ٥١ خطبه على ع در مدينه
كسى كه بخود واگذارده شود در درياى گمراهى فروخواهد رفت با آنكه خدا با ارسال رسولان متعهد شده مردم را براه راست رهبرى نمايد و بينه و برهان براى آنها ظاهر ساخته تا آنكه نپذيرد هلاك شود و آنكه قبول نمايد حيات جاويدان پيدا كند و خدا دانا و شنواست و چقدر اين امت شباهت دارند به مردمى كه پيشوايان حقيقى خود را از كار انداختند و از آنان رو گردان شدند و تا چه اندازه بايد از اين مردم متأثر و اندوهناك بود آنهم چگونه تأثرى كه دل را مجروح مىكند و غم و افسوس را مىافزايد كه شيعيان ما با آن انس و الفتى كه با يك ديگر داشتند پس از درگذشت من از هم مىپاشند و پيرو دشمنان ميشوند و يك ديگر را از پاى درمىآورند و الفت و برادرى را به كينه بدل مىكنند.
پس با خداست سرانجام گروهى كه از اصل دورند و دست بدامن فرع درآورده و از راه غير عادى آرزومند فتح و گشايشاند و هر دسته از ايشان بشاخه دست گرفته و بهر طرف كه آن حركت ميكند آنان نيز حركت ميكنند و خدا آنان را بزودى مانند ابر پائيزى گرد خواهد آورد و ميانشان الفت خواهد داد، آنگاه آنان را مانند ابرها متراكم ميسازد و درهاى پيروزى را بسويشان باز ميكند.
مانند سيل عرم همه جا را فرامىگيرند و هيچ پشته خالى نمىگذارند و هيچ زمين مرتفعى از آن جلوگيرى نمىنمايد و هيچ كوهى راه آن را برنگرداند و در دل واديها جريان پيدا كند و چشمهاى زمين با آن همراهى مىكنند و احترامات مردم بوسيله ايشان پابرجا مىگردد و آنان را در شهرها تمكن مى- دهد تا حق خود را بازگيرند و ركن كفر را بكمك ايشان ويران مىسازد و لشكريان زياد ارم (كه دمشق يا اسكندريه است) را كه مانند سنگهايند ريشه كن مىسازند و مسجد دمشق يا كوههاى شام را از ايشان پر مىكند.
سوگند بخدائى كه دانه را شكافت و آدمى را بوجود آورد چون اينان بر شهرها تسلط پيدا كنند و بر مردم استيلا يابند آنچه در دست ايشانست مانند قير و سرب كه در آتش ذوب مىگردند آب مىشود و