ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٧٠ - فصل - ٤٥ نكوهش از كوفيها
نمىنمايند مگر يكى از آنها كه منظور عمر بن عبد العزيز است.
بارى تسلط بنى اميه بر شما مردم امتحانيست كه آن را خداى متعال مقدر فرموده و بلا شك اتفاق مىافتد در اين آزمايش نيكان شما را مىكشند و بدان شما را به بردگى مىگيرند و گنجها و اندوختههاى شما را از خلوت خانهاتان بيرون ميبرند و چنانچه اشاره شد اين پيشآمدها انتقامى است كه در برابر از دست دادن كارها از شما گرفته مىشود كه هم كارهاتان را ضايع كرديد و هم خود و دينتان را نابود ساختيد.
اى مردم كوفه اكنون خبر ميدهم از كارهائى كه پس از اين اتفاق مىافتد تا كاملا مواظب بوده و احتياط را از دست ندهيد و آنان كه پند نيوشند بترسانيد و مايه عبرتتان باشد.
مىبينم شما همان مردمى هستيد كه مىگوئيد على ع دروغ ميگويد چنان كه مردم قريش همين نسبت را به پيمبر خود محمد بن عبد اللَّه كه پيغمبر رحمت و دوست خدا بود دادند. پس واى بر شما بر چه كسى دروغ بستم آيا بر خدا افترا زدم با آنكه نخستين شخص از مسلمانان من بودم كه او را عبادت كرده و به يگانگى شناختم يا برسول او دروغ نسبت دادم با آنكه من نخستين كسى بودم كه باو ايمان آوردم و نبوتش را تصديق كرده و او را يارى نمودم. حاشا كه دروغى از من سر زده باشد و با اين لهجه كه شما چنين نسبتى بمن خواهيد داد زبان فريبى است كه اصولا بدان نيازمند نميباشند.
سوگند بخدائى كه دانه را شكافته و انسانى را بوجود آورده چون بميريد وانگهى دانيد يعنى همان زمان كه بپاداش گفتار جاهلانه خود برسيد و آن وقت علم شما سودى بحال شما نخواهد داشت پس زشت باد روى شما اى مردان شبيهان كه عقلهاتان مانند عقول بچههاى خردسال و انديشههاتان مانند فكرهاى زنان پشت پرده (يعنى ربات حجال است).