ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٧٠ - فصل ٢٢ كارزار احد
فصل ٢١ [چكامه از شاعر قريش در شرح دلاورى پسر ابو طالب]
اسيد بن ابى اياس كه از فعاليتها و كشتارهاى خدا پسندانه على ع ناراحت شده بود در سرودهاى ذيل قريش را عليه او تحريك ميكرد:
اى گروه قريش در ميان هر دستهاى كه وارد شويد جوان صحرانورد دلاوريست كه بر اسبان كامل پيشانى سفيد سوار مىشود و شما را رسوا ميكند.
خدا بشما خير دهد آيا از چنين پيشآمدى انكارى نداريد با آنكه گاهى از اوقات آزادمرد صاحب كرم از آن دورى و حيا ميكند.
اين پسر فاطمه بنت اسد است كه شما را نابود كرد و سر از بدن شما جدا نمود و شما را كشت.
اينك كه بدست او گرفتاريد مالى باو دهيد و بدين وسيله او را از خود دفع كنيد و گر نه بايد تحت بيعت او درآمده و بدون اينكه نتيجه ببريد ذيل و خوار او گرديد.
كجا رفتند پيران باتدبير و كجا رفتند استوانههاى محكم كه همه مردم در هنگام دشواريها بديشان پناهنده ميشدند و كجاست زين الابطح مرديكه بعظمت و دلاورى در ميان آنها معروف بوده همه آنها را اين جوان دلاور نابود كرد و كشت و از دم تيغ گذراند
فصل ٢٢ كارزار احد
پس از كارزار بدر، جنگ احد اتفاق افتاد و در اين جنگ نيز پرچمدار پيغمبر ص على ع بود و علاوه بر آن لواء هم كه پرچم قبائل بود بدست آن حضرت تسليم گرديد بنا بر اين على ع صاحب پرچم و