ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٤٣ - باب بيست و نهم در بيان اخبار طريفه و براهين و بينات حضرت هادى
على نوفلى گويد احمد بن خضيب به محمد بن فرج نوشت بايد بزودى بسامرا بروى، محمد در اين خصوص نامه بحضرت ابو الحسن تقديم داشته و صلاحديد كرد حضرت فرمود مأموريتت را انجام بده كه گشايش تو در آنجاست محمد بسامرا رفته پس از اندكى درگذشت.
ابو يعقوب گويد غروب شبى در سامرا ديدم محمد بن فرج به استقبال حضرت ابو الحسن رفته و چون برابر آن حضرت رسيد حضرت با حال افسردگى باو توجه كرد فرداى آن شب محمد بيمار شد پس از چند روز بعيادت او رفتم گفت تازگى حضرت ابو الحسن ع جامه براى من مرحمت فرموده و آن جامه را همچنان كه پيچيده و زير سر گذارده بود بمن نشان داد و چون درگذشت بخدا سوگند نامبرده را در آن كفن كردند.
ابو يعقوب گويد حضرت ابو الحسن با احمد خضيب حركت ميكردند حضرت آهسته حركت مى- كرد احمد عرضه داشت فداى شما زودتر حركت فرمائيد فرمود تو بر من مقدمى. چهار روز بيش فاصله نشد كند و زنجير بر پاى او كردند و كشته شد.
نامبرده گويد حضرت ابو الحسن در خانه مربوط به احمد نشسته و سكونت داشت و او اصرار مى- كرد حضرت از آن خانه حركت كند و خانه را به احمد تسليم نمايد. حضرت كسى را فرستاد باو بگويد ترا در محلى مستقر خواهم ساخت كه از آنجا حركت ننمائى در همان اوقات خداى متعال او را بيچاره كرد.