ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٣٨ - باب بيست و هشتم تصريح به امامت و اشاره بخلافت آن حضرت
دهند پس از ارائه رقعهها اظهار داشتم مضمون همين نامهها دستورى است كه از امام ابو جعفر ع داشتم.
برخى از حاضران گفتند بهتر آنست براى آنكه سخن تو بهتر و بيشتر بر اريكه حقانيت استوار شود ديگرى را هم بعنوان گواه حاضر نمائى گفتم خداى متعال آنچه مورد علاقه شماست آماده فرمود اينك ابو جعفر اشعرى حاضر است و همين رسالت را بجوريكه شنيدهام گواهى مىنمايد از او سؤال كنيد.
حاضران از ابو جعفر گواهى خواسته وى توقف كرد و براى شهادت حاضر نشد من كه ديدم او ميخواهد امر حقى را بدون جهت زير پا بگذارد ناراحت شده گفتم هر گاه حاضر براى شهادت نيستى بايد با يك ديگر مباهله نمائيم.
ابو جعفر حاضر براى مباهله نشده و گفت آرى چنانچه او ميگويد منهم رسالت مزبوره را شنيدم و شهادت بر امامت مكرمتى است كه من ميخواستم براى مردى از عرب باشد و اكنون كه پاى مباهله در كار است نميتوانم شهادت را كتمان نمايم.
بارى شهادت ابو جعفر، مطلب حق خيرانى را پابرجاتر كرد و مردم از آن مجمع بيرون نيامده جز اينكه همه تسليم امامت ابو الحسن هادى ع شدند.
و اخبار در خصوص نص بر امامت حضرت هادى ع براستى بسيار است و هر گاه ما بخواهيم همه آنها را ياد كنيم كتاب ما طولانى خواهد شد و از اينكه ديديم بزرگان شيعه تسليم فرمان واجب الاذعان حضرت هادى شدند و در آن زمان مدعى ديگرى وجود نداشت كه بتواند امر امامت را بر شيعيان مشتبه سازد ما را از تفصيل اخبار حاكى از نصوص بر امامت آن حضرت بىنياز ميسازد.