ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٠٩ - فصل ١ فضائل و مناقب آن حضرت
مىبينم در آن روز تو و مأمون و حضرت رضا بحمام برويد و در آنجا حجامت كنى و براى رفع نحوست خون بر بدن خود بريزى.
ذو الرياستين پس از مطالعه نامه برادر كاغذى به مأمون نوشت و از وى درخواست كرد تا از حضرت رضا ع تمنا كند آن روز را باتفاق بحمام بروند.
مأمون هم براى آنكه خاطر همه كارهاش را برآورده باشد خواسته فضل را بوسيله نامه بعرض همايون تقديم كرد. حضرت رضا ع پاسخ داد من فردا بحمام نخواهم رفت. دوباره مأمون نامه مشتمل برخاسته نامبرده تقديم نمود حضرت فرمود چنانچه گفتم فردا بحمام نميروم زيرا من ديشب گذشته رسول خدا ص را در خواب ديدم فرمود فردا بحمام مرو و من هم صلاح تو و فضل را نمىبينم كه فردا بحمام برويد.
مأمون عريضه تقديم داشته كه شما و رسول خدا ص راست ميگوئيد من فردا چنانچه رأى مبارك تعلق گرفته بحمام نميروم و فضل بهتر بحال خودش واقف است ميخواهد بحمام برود ميخواهد نرود.
ياسر گويد هنگام غروب آفتاب حضرت رضا ع بما دستور داد بگوئيد
«نعوذ باللَّه من شر ما ينزل في هذه الليلة»
بخدا از پيش آمد امشب پناهنده ميشويم و ما پيوسته همين جمله را تكرار ميكرديم.
حضرت نماز صبح را خوانده بمن فرمود بالاى پشت بام برو گوش بده سر و صدا و غوغائى استماع ميكنى يا خير و ما هم كه از جريان اطلاعى نداريم حسب الامر روى پشت بام رفتيم صيحه و غوغا و فرياد زيادى بگوش من رسيد در اين وقت مأمون از درى كه متصل بخانه حضرت رضا ع بود وارد شده ميگفت اى آقاى من خدا بشما در پيشآمد ناگوار فضل، پاداش مرحمت فرمايد زيرا فضل وارد حمام شد بلافاصله عده با شمشيرها