ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٠٧ - فصل ١ فضائل و مناقب آن حضرت
امور خلافت نپردازم اينك مرا از نماز خواندن با مردم معاف بدار، مأمون پاسخ فرستاد غرض من آن است كه مردم مطمئن گردند و بفضل و مقام تو اعتراف نمايند و چندين مرتبه مأمور براى انجام امر نماز رفت و آمد كرد و چون مأمون اظهار داشت حتما اين عمل صورت بگيرد حضرت فرستاد هر گاه مرا از نماز جماعت معارف بدارى براى من بهتر است و اگر چاره منحصر بانعقاد جماعت است بر من لازمست همچنان كه رسول خدا ص و امير المؤمنين على ع براى نماز خارج ميشدند عزيمت نمايم.
مأمون اظهار داشت همان طور كه ميخواهيد و ارادهاتان تعلق گرفته نماز جماعت را منعقد فرمائيد آنگاه به سپهسالاران و دربانان و ساير مردم دستور داد بامداد همه درب خانه آن حضرت گرد آيند، حسب الامر زن و بچه در راهها و كوچهها منتظر تشريف فرمائى حضرت رضا ع بودند و تمام سرگردان و دربانان و لشكريان بطرف خانه آن جناب متوجه شده و سوار بر اسبان منتظر قدوم آن حضرت بودند، هنگامى كه خورشيد طلوع كرد حضرت غسل كرده جامههاى خود را پوشيده و عمامه سفيدى از پنبه كه يكطرف آن بر روى سينه مباركش افتاده و طرف ديگرش بر شانهاش قرار گرفته بسر گذارده و بوى خوش استعمال كرده و عصاى مخصوصى بدست گرفته و بغلامان خود فرمود بهمين هيئت خود را درآورند و بآنها دستور داد پيشاپيش حضرتش حركت نمايند و خود آن جناب با پاى برهنه و شروال را تا نصف ساق بالا زده و دامن را بر كمر استوار نموده عزيمت خروج از منزل فرمود و چون اندكى راه رفت سر بطرف آسمان بالا كرد و تكبير گفت غلامانش تبعيت كرده تكبير گفتند و همچنان بهيئت مذكور حركت فرمود تا كنار درب منزل رسيد بمجردى كه سرگردان و لشكريان حضرتش را باين هيئت ديدند از اسبها فرود آمدند و هر كه كاردى همراه خود داشت بلادرنگ بندهاى كفشش را بريده با پاى برهنه در ركاب همايونش حركت ميكرد حضرت كنار