ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٠٦ - فصل ١ فضائل و مناقب آن حضرت
|
مدارس آيات خلت من تلاوة |
و منزل وحى مقفر العرصات |
|
معروض داشت چون از سرودن آن فارغ شد، حضرت رضا ع به حجره خود رفته و جبه خزى همراه با ششصد دينار زر براى او عنايت فرمود و بخادم خود فرمود باو بگويد اين مقدار وجه را بمصرف سفر خود برسان و ما را معذور بدار.
دعبل گفت بخدا سوگند براى صله شعر نسروده و براى اخذ جائزه از منزل خود حركت ننمودهام ليكن هر گاه اراده همايون تعلق گرفته باشد ممكن است يكى از جامهاى خود را كه ميپوشند اعطا فرمايند و آن جوائز را برگردانيد، حضرت رضا ع تقديميهاى خود را نه پذيرفت و علاوه بر آن يكى از جامههاى خود را ضميمه كرد و پس فرستاد.
دعبل از حضور امام ع خارج شده وارد قم گرديد چون آن جبه را ديدند بهزار دينار بهاء آن را از نامبرده خريدارى كردند دعبل حاضر نشده گفت سوگند بخدا يك رشته آن را بهزار دينار نمى- فروشم آنگاه از قم خارج شد قميها رندى كرده به تعقيب او درآمدند و سر راه بر او گرفته و جبه را به يغما بردند دعبل به قم برگشته و در باره آن با نامبردگان گفتگو كرد قميها گفتند بهيچ عنوانى نمى- توانى بآن دست پيدا كنى و اگر ميخواهى هزار دينار بگير و برگرد دعبل گفت در صورتى مراد شما را برمىآورم كه قطعه از آن جامه را با هزار دينار پول بمن بدهيد آنها هم براى جلب رضايت وى قطعه از آن جامه را به ضميمه وجه مزبور بوى دادند.
ياسر خادم و ريان بن صلت گويند پس از آنكه حضرت رضا ع بولايتعهدى مأمون مستقر شد روز عيدى پيش آمد كرد مأمون كسى را مأمور داشت تا حضرت براى نماز عيد بخارج شهر تشريف ببرد حضرت بفرستاده اظهار داشت تا بمأمون بگويد در آغازى كه ولايتعهدى ترا پذيرفتم قرار بر اين بود بهيچ يك از