ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٦٩ - باب شانزدهم معجزات و خوارق عادات
هر چه مىپرسند پاسخ بدهد و چون از سؤال باز بمانند خود او به سخن گفتن آغاز نمايد و از آينده خبر دهد و با هر كسى بزبان خودش سخن بگويد.
آنگاه فرمود اى ابو محمد هنوز كه از اينجا خارج نشده نشانه از حقانيت امام براى تو بيان خواهم نمود فاصله نشد مردى از خراسانيها وارد شد با آن جناب بزبان عربى گفتگو مىكرد و حضرت بزبان پارسى پاسخ او را داد. آن مرد خراسانى بعرض رسانيد مخصوصا بزبان تازى با شما سخن گفتم زيرا خيال مىكردم شما بخوبى از زبان پارسى و آئين آن اطلاع نداريد، فرمود هر گاه منهم نتوانم بخوبى از عهده زبان پارسى برآيم و با تو سخن بگويم پس چه مزيتى بر تو دارم.
سپس فرمود اى ابو محمد امام از همه زبانها باخبر و آئين گفتگوى با هر كسى را بخوبى مى- داند و از زبان مرغان و هر ذى روحى با اطلاع است.
ابن سنان گفته يكى از روزها هرون الرشيد جامههائى بعنوان صله و جائزه براى على بن يقطين فرستاد و در ميان آنها جامه شاهانه طلابافى نيز وجود داشت، على همه آن جامهها و حتى همان جامه را نيز با مقدارى پول كه مطابق معمول بعنوان خمس براى آن جناب ميفرستاد به حضور انور تقديم داشت.
چون آن هدايا تقديم حضور مبارك شد حضرت همه جامها و پولها را پذيرفته جامه مزبور را برگردانيده و به على بن يقطين نوشت اين جامه را نيكو نگهدارى كن و از دست مده زيرا روزى به آن جامه احتياج پيدا خواهى كرد.
على از اينكه حضرت ابو الحسن آن جامه را نپذيرفته مشكوك ماند ليكن نميدانست جهت نه- پذيرفتن آن چه بوده و بالاخره همچنان كه دستور داشت آن جامه را محافظت كرده و منتظر نتيجه بود.