ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٦٨ - باب شانزدهم معجزات و خوارق عادات
آنها كشيد و فرمود بازهم در صدد معرفت برآى و از آن تعقيب كن.
نامبرده كه مردى متدين و نميخواست هيچ دقيقه از دقايق دين را نابود گذارد همواره همراه موسى بن جعفر ع بود و از آن حضرت دور نميشد تا آنكه روزى حضرت بخارج شهر تشريف مىبرد در راه با آن جناب ملاقات كرد عرضكرد فداى شما اينك در پيشگاه خدا حجت بر شما تمام مىكنم كه بايد مرا بدان چه معرفت آن واجب است دلالت فرمائيد.
حضرت ع حقوق امير المؤمنين ع و آنچه را بايد بدان معرفت پيدا كرد و نيز حقوق حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و امامت آنها را بيان كرد و ساكت ماند، وى پرسيد امروز چه كسى بمنصب امامت نامزد شده و پيشواى مردم است؟ فرمود اگر او را بتو معرفى نمايم از من مىپذيرى؟ عرضكرد آرى. فرمود امام بر حق و پيشواى خلق، امروز منم. عرضكرد براى ادعاى خود دليلى هم داريد فرمود نزديك بفلان درخت مغيلان رفته و به آن بگو موسى بن جعفر ميگويد نزديك ما بيا، وى پيغام حضرت را به آن درخت رسانيد بلافاصله زمين را شكافته حضور حضرت رسيد، حضرت باز اشاره كرده بمحل اول خود بازگشت.
پسر عموى من كه اين معجزه را ديد ايمان آورد و از آن به بعد سكوت اختيار كرد و از آن به بعد كسى او را نديد كه سخنى بگويد.
ابو بصير گويد بحضرت ابو الحسن موسى ع عرضه داشتم فداى شما امام را بچه صفتى بايد شناخت؟ فرمود صفات چنديست كه بايد امام داراى آنها باشد نخستين آنها آنست كه پدرش او را بعنوان امامت تعيين كرده و او را به پيروان خود معرفى نمايد و بدين وسيله حجيت او بمرحله ثبوت برسد دوم از