ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٣٩ - فصل ١ بيان آن حضرت در توحيد و مواعظ
نيز بدست آن جناب ظهور پيدا مىكرده زيرا حضرت مشار اليه از آينده خبر ميداده و كار پيمبران مى- كرده كه آنان نيز به امتان خود از آينده اطلاع ميدادند و همين اخبار از آينده از نشانهاى نبوت و راستى آنان بود.
يونس بن يعقوب گويد حضور حضرت صادق ع شرفياب بودم مردى از اهل شام وارد شد عرض كرد من مردى هستم از آئين كلام و فقه و واجبات، مطلعم، آمدهام تا با ياران تو گفتگو نمايم.
حضرت فرمود كلامى كه ادعا مىكنى از كلام رسول خدا ص استفاده كرده يا از خودت گفت برخى از آن را از كلام رسول خدا ص استفاده كرده و بعضى از آن را از فكر خود استنتاج نمودهام، فرمود بنا بر اين تو همتاى رسول خدائى عرضكرد چنين نيست كه من شريك آن حضرت باشم فرمود گمان تو آنست كه از وحى استفاده مىكنى، عرضكرد خير، فرمود چنانچه معلوم است فرمانبردارى از تو مانند رسول خدا واجب است، جواب داد نه.
حضرت صادق ع در اين هنگام به يونس توجه كرده فرمود اين مرد پيش از آنكه بمناظره بپردازد با خود خصومت كرد و اضافه فرمود اى يونس اگر كاملا ميتوانى از عهده اين مرد برآئى با وى مناظره كن.
يونس آه سردى كشيده اظهار اندوه كرده و عرضكرد چنانچه از جناب شما شنيده بودم اصحاب خود را از كلام و آئين آن باز ميداشتى و مىفرمودى واى بر اهل كلام كه مىگويند اين چيز منقاد است و آن ديگر نيست اين موضوع بروش معلوم آورده شده و آن يك چنين نيست اين موضوع را مىفهميم و آن را نمىفهميم.
حضرت فرمود نظر من بكسانى بود كه دست از سخن من برداشته و بلاطائلات خود توجه