ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٠٠ - باب هفتم در بيان بخشى از اخبار و فضائل آن حضرت
١٦- محمد بن عمر بن على ع گفته هشام بن اسماعيل با ما كمال بد رفتارى را انجام ميداد و نيز على بن الحسين از او آزار بسيارى ديده بود چون از حكومت معزول شد و وليد بجاى او برقرار شد دستور داد او را در كنار خانه مروان نگهدارند تا مردم ستمديده از كنار او گذشته و شكايات و آزارى كه از او ديده بعرض حاكم برسانند از جمله على بن الحسين ع از كنار او گذشت و قبلا بكسان خود گفته بود از وى بهيچ نحو ابراز شكايتى ننمائيد وى بر حضرت سلام كرد و گويا پوزش خواست حضرت متعرض او نشد و شكايتى نكرد.
١٧- گويند آن حضرت دو مرتبه يكى از غلامانش را صدا زد و او جواب نداد مرتبه سوم كه صدا زد پاسخ عرضكرد حضرت فرمود مگر در دو مرتبه اول صداى مرا نشنيدى؟ عرضكرد آرى فرمود پس چرا جواب مرا ندادى؟ عرضكرد براى اينكه ايمن از شر شما بودم فرمود سپاس خدا را كه غلام مرا ايمن از من قرار داده.
١٨- حضرت على بن الحسين فرموده از خانه خود بيرون آمدم تا به اين ديوار رسيدم و بر آن تكيه دادم.
در اين هنگام مردى كه دو جامه سفيد پوشيده بود در برابر من آمد و بصورت من مينگريست آنگاه گفت اى على بن الحسين براى چه ترا محزون و اندوهناك مىبينم؟ آيا براى دنيا اندوهناكشده و حال آنكه دنيا اندوه و غمى ندارد زيرا روزى را خدا براى بدكار و نيكوكار مقرر فرموده فرمود اندوه