ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٦٦ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
كردند و ما را كشتند.
پس از اين پيادگان بر حسين و عده از ياران او كه باقى مانده بودند حمله آورده و همه را از پاى درآوردند و در نتيجه بغير از سه نفر يا چهار از مردان حسين ع بجاى نماندند.
حسين ع كه وضع خود و يارانش را بدين حال مشاهده كرد زير جامه يمنى كه چشم را خيره مىكرد خواسته و چند جاى آن را بمنظور اينكه پس از قتل از بدنش بيرون نياورند پاره كرد ليكن ابجر بن كعب آن جامه را پس از شهادت از بدن حضرت بيرون آورد و نتيجه اين كار زشتش آن بود كه در تابستان دو دست او مانند چوب خشك از كار مىافتاد و در زمستان بحال عادى بر مىگشت و چرك و كثافت از آن مىآمد و بهمين حال بود تا به يزيد و يزيديان پيوست.
گفتيم بر اثر حمله اخير بغير از سه نفر يا چهار نفر ما بقى از ياران حسين ع شربت شهادت نوشيدند در عين حال حسين ع با لشكر جرار كوفه نبرد مىكرد و آن سه نفر از وى پشتيبانى مىنمودند تا آنها نيز شهيد شدند و آن جناب با بدن آزرده و پر از جراحت يكه و تنها ماند و با اين حال دست از پيكار برنميداشت و آنان را از طرف راست و چپ متفرق مىساخت.
حميد بن مسلم گفته سوگند بخدا هيچ مغلوبى را مانند حسين كه فرزندان و ياران و اهل بيتش را شهيد كرده باشند پابرجاتر و قويدلتر نديده بودم زيرا آن حضرت با اين همه گرفتارى كه ديده بود باز هم هر گاه رجاله پسر سعد بوى حمله مىآوردند شمشير مىكشيد و آنها را مانند روباهان كه شير شرزه در ميانشان افتاده باشد از راست و چپ متفرق مىساخت.
شمر كه ديد بسادگى نمىتواند بر حسين ع دست پيدا كند سوارهها را بكمك خوانده و آنها را