ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٦٣ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
ديد از اهل بيت حسين ع عده زيادى شهادت يافتند به برادران مادرى خود عبد اللَّه و جعفر و عثمان پيشنهاد كرده اينك در ميدان كارزار درآئيد و مخلصانه در راه يارى دين خدا با دشمنان او نبرد كنيد زيرا يقين ميدانم از اين عمل، زيانى نخواهيد ديد سخن حق ابو الفضل در دل برادران مؤثر واقع شده عبد اللَّه بميدان رفته و نبرد سختى كرد و بالاخره با هانى بن شبيب بمبارزه پرداخت و با دو ضربت كه در ميانشان رد و بدل شد بدست هانى، شهادت يافت. پس از او جعفر قدم در ميدان نهاد و او را نيز هانى شهيد كرد.
و خولى اصبحى، عثمان را كه بجاى برادران برقرار بود هدف تير قرار داد او را از مركب بزير انداخت و مردى از بنى دارم بجانب او آمده سرش را بريد.
در اين وقت لشكر پسر سعد بجانب خيام طاهرات حمله آوردند حسين ع با آنان نبرد كرد در نتيجه تشنگى عجيبى بجناب او روىآور شد حسين ع بر شتر آب كش خود سوار شده و پيشاپيش آن حضرت برادر بزرگوارش ابو الفضل حركت مىكرد و بجانب فرات رهسپار شدند لشكر پسر سعد سر راه بر آنها گرفتند و در ميان آنها مردى از بنى دارم بود لشكر را مخاطب ساخته گفت واى بر شما ميان حسين و آب فرات، حائل شويد و نگذاريد دسترسى بآب پيدا كند.
حسين ع از پارس كردن اين سگ دارمى ناراحت شده فرمود پروردگارا او را تشنه بدار وى متأثر شده شخص حسينى ع را هدف تير قرار داد و تيرى بدهان مباركش زد حسين ع تير را بيرون كشيده و دستش را زير دهانه زخم گرفته چون پر از خون ميشد بطرف آسمان مىپاشيد و ميگفت پروردگارا از كار ناپسندى كه با فرزند دختر پيامبرت انجام ميدهند بدرگاه تو مينالم آنگاه در حالى كه تشنگى بشدت بر وى دست يافته بود بمحل خود بازگشت.
همانوقت لشكر اطراف ابو الفضل ع را احاطه كرده و ميان او و برادر عاليمقامش حائل گرديدند