ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٥٢ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
حر، پاسخ داد امروز بخدا قسم خود را مخير ميان بهشت و دوزخ مىيابم و بخدا سوگند اگر تيكه تيكه و سوخته شوم هيچ مقام و موقعيتى را بر بهشت برنمىگزينم اين سخن را گفت و اسب را رانده به امام حسين ع ملحق شد[١].
عرضه داشت خدا مرا فداى تو گرداند من همان درمانده هستم كه ترا از بازگشت بوطنت جلوگيرى كردم و در راه همه جا قدم بقدم با تو آمدم و نگذاردم از راه منحرف شوى و ترا در اين مكان وحشتناك و خونخوار فرود آوردم و خيال نمىكردم اين مردم حق جد ترا رعايت نكنند و ترا باينحال گرفتار سازند و بخدا سوگند اگر از هدف آنها باخبر بودم هيچ گاه چنان رفتارى با تو انجام نميدادم اينك از در توبه و انابه درآمده و از خدا مىخواهم از كرده من درگذرد شما كه سيدى كريميد در باره من چه انديشه داريد آيا توبه مرا مىپذيريد؟
حسين ع فرمود آرى خدا توبه ترا مىپذيرد اينك فرود آى.
عرض كرد هر گاه سواره باشم بهتر از آنم كه پياده شوم آرزومندم بمن اجازه فرمائى هم اكنون به پيكار با اين مردم بىوفا بپردازم، آخر الامر كه پياده خواهم شد.
[١]\sُ ربودش ناگهان از آن ميانه\z بزد بر رخش همت تازيانه\z روانشد سوى جيش رحمت حق\z بحق پيوست و با حق گشت ملحق\z بگفت اى شه منم آن عبد گمراه\z كه بگرفتم سر راهت به اكراه\z دل دلدادگان عشق يزدان\z شكستم من بنادانى و طغيان\z ندانستم كه اين قوم ستمكار\z بود مقصودشان پيكار دادار\z خطايم بخش اى شاه عدوبند\z گنه از بنده و عفو از خداوند\z يم عفو ازل شد در تلاطم\z گنه گرديد از آن نامور گم\z ز خشنودى نمىگنجيد در پوست\z كه گشتم قابل قربانى دوست\z\E