ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٥٤ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
من نيست با تو پيكار كنم بازگرد تا زهير بن قين يا حبيب بن مظاهر بكارزار من آيند، عبد اللَّه گفت اى فاحشهزاده ترا باين حرفها چكار، بجائى رسيده كه خود را قابل مبارزه با مردان ميدانى آنگاه با ضربه او را از پاى درآورد هنوز باو مشغول بود كه سالم مولاى پسر زياد بميدان آمده شمشير كشيد ياران حسين عبد اللَّه را از آمدن او باخبر كردند ليكن وى توجهى نكرد تا آنكه سالم، شمشير بجانب او دراز كرد وى در اينجا توجه كرده دست خود را پيش آورده شمشير انگشتانش را جدا كرد، عبد اللَّه پيشدستى كرده با ضربه كار او را ساخت پس از كشتن اين دو بجانب خرگاه حسينى روانه شده رجز مىخواند.
اگر مرا نمىشناسيد من عبد اللَّه پسر كلب و مردى خشمگين و خونريزم و از هيچ پيشآمد ناگوارى اظهار ناتوانى نمىنمايم.
پس از اين، عمرو بن حجاج با عده از كسان خود به ميمنه امام حسين ع حمله آورد، چون نزديك رسيدند اصحاب از جا جسته نيزهها را بطرف آنان راست كردند اسبانشان از پيشروى مانده سر بعقب برداشتند اصحاب از فرصت استفاده كرده آنان را هدف تيرها قرار دادند جمعى را كشتند و عدهاى را مجروح نمودند بعد از اين مردى از بنى تميم بنام عبد اللَّه بن حوزه بطرف خرگاه حسينى روان شد اصحاب پرسيدند كجا مىآئى مادرت بعزايت بنشيند گفت مىخواهم كارى كنم تا به پروردگار مهربان و شفيع مطاع نزديك شوم حسين ع پرسيد اين مرد كيست؟ او را معرفى كردند حسين ع فرمود پروردگارا او را به آتش بيفكن