ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٢٧ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
تحت سرپرستى نامبرده به استقبال حسين ع روانه كند او هم طبق مأموريت خود بجاى حر باقى مانده و او را با هزار سوار فرستاد و حر با عده همراهان خود همچنان در برابر ابا عبد اللَّه صفآرائى كرده و آماده بود تا هنگام نماز ظهر دررسيد در آن وقت حضرت امام حسين ع دستور داد حجاج بن مسروق اذان گفته ياران امام حسين ع را بر اداى تكليف دينى بخواند.
پس از آنكه پيروان آن حضرت آماده نماز شدند حضرت ازار و رداء و نعلين پوشيده در برابر مردم آمده پس از حمد و ثنا فرمود اى مردم، من بدون سبب بجانب كوفه نيامدم و علت اصلى توجه من نامههاى پى در پى و رسولان شما بود كه يكى بعد از ديگرى مرا به آمدن باين صوب تحريص مى- نمودند و اظهار ميداشتند ما پيشوائى نداريم شما بجانب ما توجه فرمائيد اميد است خدا به بركت شما ما را براه حق و هدايت دلالت فرمايد. اينك هر گاه شما بهمان رأى و پيمانى كه در نامههاى خود اظهار داشتهايد باقى هستيد عهد و ميثاق استوار سازيد تا موجبات اطمينان من فراهم شود و با كمال آسودگى بهدف خود متوجه شوم و اگر حاضر نيستيد به عهد خود وفا كنيد و از آمدن من كراهت داريد بمحل خود برمىگردم.
پس از اين بيان هيچ يك از لشكريان حر، پاسخ نداده و كاملا ساكت بودند حضرت بمؤذن فرمود اقامه نماز بگويد آنگاه به حر فرمود تو هم اگر مىخواهى با ياران خود نماز بخوان، عرض كرد خير بلكه از محضر شما استفاده كرده و بنماز شما اقتدا مىكنم آنگاه حضرت ابا عبد اللَّه نماز را به اتفاق هر دو لشكر بجا آورد پس از اداى تكليف الهى حضرت ابا عبد اللَّه بخيمه خود رهسپار شد و ياران حسينى چون پروانهها اطراف خورشيد تابان امامت او گرد آمدند و حر نيز بمكان خود بازگشته و در خيمه مخصوص خود وارد شده و عده از ياران مخصوصش اطراف او گرد آمده و ما بقى به صف خود بر- گشتند و هر يك عنان اسب را بدست گرفته و در زير سايه آن حيوان نشستند.