ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٧٨ - فصل - ٢ پس از رحلت امام حسن
مردم كوفه از هلاكت معويه باخبر گرديدند و از آن طرف وقتى شنيدند يزيد بجاى آن حيلهگر روباه سيرت برقرار شده مضطرب گرديده در انديشه فرورفتند و كم كم بياد گفتار على ع و روز سياه خود افتاده و نيز اطلاع پيدا كردند حسين ع از بيعت با يزيد خوددارى كرده و ضمنا از خروج و سرپيچى پسر زبير هم باخبر گرديدند و دانستند كه هر دو بمكه رفتهاند.
بارى نتيجه اين اطلاعات آن شد كه در منزل سليمان بن صرد گرد آمدند و از هلاكت معويه اظهار خوشوقتى كردند و حمد و ثناى خدا بجا آوردند كه اين خار را از سر راه مسلمانان برداشت.
سليمان پس از اين بحاضران خطاب كرده گفت معويه هلاك شد و حسين هم حاضر نشده با يزيد بيعت كند و پافشارى نموده و بهمين منظور بطرف مكه رهسپار شده و شما هم شيعه او و پدرش هستيد اينك اگر ميدانيد و قول ميدهيد كه ويرا يارى كنيد و با دشمن او پيكار نمائيد و در راه او جانفشانى نمائيد نامه بآن حضرت بنويسيد و او را از تصميم خود اطلاع دهيد و اگر مىترسيد در راه يارى او ضعف و سستى بخرج دهيد و چنانچه بايد او را يارى نكنيد ويرا مغرور نساخته و از حرم خدا خارج نگردانيد و او را بحال خود بگذاريد.
حاضران گفتند چنان نيست بلكه حاضريم در راه او جانفشانى كنيم و از خون خود بگذريم و پرچم شاهانه او را باهتزاز درآوريم سليمان كه آنان را راسخ قدم خيال كرد گفت اينك نامه بآن حضرت مرقوم بداريد آنان نامه باين مضمون نگاشتند.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ نامهايست بسوى حسين بن على ع از جانب سليمان بن صرد و مسيب بن نجبه و رفاعة بن شداد بجلى و حبيب بن مظاهر و شيعيان مؤمن و مسلمان اهل كوفه.
سلام بر تو خداى يكتاى بىانباز را ستايش مىكنيم اما بعد ستايش خدائى را كه پشت دشمن