ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٥٦ - باب اول امام دوم شيعيان
اى زبان بريدهاى كه نام على را بناسزا مىبرى اينك من حسنم و پدرم على ع است و تو معويه و پدرت صخر است مادر من فاطمه است و مادر تو هند. جد من رسول خدا است و جد تو حرب جده من خديجه و جده تو فتيله نفرين خدا بر هر يك از ما كه گمنامتريم و حسب و نسبمان پستتر و از قديم به شرارت معروف و كفر و نفاقمان زيادتر است. عده از آنها كه در مسجد حضور داشتند آمين گفتند و از خداى متعال استجابت خواستند.
هنگامى كه عقد سازش چنانچه گفتيم ميان امام حسن ع و معويه برقرار شد حضرت مجتبى ع بطرف مدينه رهسپار شد و در آنجا اقامت گزيد و بدون هيچ گونه اظهار نگرانى و يا شورانيدن مردم را عليه معويه گوشه انزوا اختيار كرد و منتظر فرمان خداى متعال بود.
ده سال از مدت خلافت و امارت معويه گذشت در اين وقت عزيمت كرد تا براى فرزند خود يزيد از مردم بيعت بگيرد كسى را پيش جعده دختر اشعث همسر امام حسن ع فرستاد تا ويرا تطميع كرده و در نتيجه زاده زهرا را مسموم كند و باو وعده داد كه اگر چنين عملى انجام دادى ترا بهمسرى فرزندم يزيد درآورم و نيز صد هزار درهم هم مقدمة براى او فرستاد.
جعده كه فريب همسرى يزيد را خورده و اين مقدار ثروت بادآورده را مشاهده كرد امام مجتبى ع را مسموم ساخت.
امام مجتبى از اين پس چهل شبانه روز بيمار گرديد و در ماه صفر سال پنجاهم هجرت در سن چهل و هشت سالگى رحلت فرمود و از آزار خويش و بيگانه آسوده شد لعنة اللَّه على مخالفيه.
امام حسن ع ده سال خلافت كرد و برادر و وصيش حضرت امام حسين ع ويرا غسل داد و در كنار جدهاش فاطمه بنت اسد در قبرستان بقيع مدفون ساخت.