ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٠٩ - فصل - ٦٢ پيشآمد مرد ازدى
سپس على ع از جا برخاست منهم همراه او برخاستم و با خود گفتم سپاس خدا را كه مرا بحال على ع بينا كرد و سرانجام كارش را بمن فهمانيد: بالاخره على ع يكى از آن دو مرد است كه يا آدمى پرجرأت و دروغگوست و يا برهانى از خدا و پيمانى در اين خصوص از پيمبر او دارد پروردگارا با تو معاهده مىكنم و فرداى قيامت خود را مسئول ميدانم و چنين پيمان مىبندم كه اگر دشمنان از نهر عبور كرده باشند من نخستين كسى باشم كه با على پيكار نمايم و نيزه بديدگان او فروبرم و اگر دشمنان از نهر عبور نكرده باشند من خود را براى پيكار در ركاب او آماده مىسازم چون به صفهاى لشكر نزديك شديم ديدم پرچمها و اثقال جنگيشان همچنان اين طرف نهر است نامبرده گويد در آن وقت على ع از پشت سر من آمد و گريبان مرا گرفته بلند كرد و فرمود اى برادر ازدى آيا حقيقت امر براى تو آشكار شد.
عرضكردم آرى فرمود اينك خود را آماده پيكار كن.
من حسب الامر بكارزار پرداختم مردى را كشتم سپس ديگرى را از پاى درآوردم آنگاه با سومى درآويختم او بر من و من بر او ضربتى وارد آوردم تا هر دو افتاديم اصحاب من مرا از ميدان در ربوده پس از آنكه بهوش آمدم ديدم كار دشمنان به آخر رسيده و جنگ خاتمه يافته.
اين حديث مشهور است و همه ناقلان اخبار آن را روايت كردهاند و قضيه مزبور را شخصى ازدى خود در عهد على و پس از او نقل كرده و كسى او را مردود ندانسته و دروغگو نشمرده و بالاخره اين پيش- آمد از جمله اطلاعات غيبى آن حضرتست و حاكى از آنست كه حضرت عالم به ضماير بوده و از نفوس افراد باخبر است و در نتيجه معجزه باهرهايست كه چيزى جز معجزه مساوى با آن نبوده و خود از معجزات بزرگ و برهان آشكار براى امامت اوست.