ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٥٧ - فصل - ٥٠ حجة الوداع
و گاهى قدم رو حركت كنند آنها طبق دستور عمل كرده و از دشوارى راه آسوده گرديدند.
امير المؤمنين ع با همراهيان خود كه به يمن رفته بود با حلههائى كه از مردم نجران گرفته از راه يمن بطرف مكه عزيمت كرد رسول خدا ص هم از راه مدينه بمكه نزديك شد على ع براى اينكه زودتر درك حضور پيغمبر ص را كرده باشد شخصى را بجاى خود برگمارد و خود بطرف مكه رهسپار گرديد هنگامى كه رسول خدا ص وارد مكه شد حضرتش را زيارت كرده و زر و سيم و حلقههايى كه گرفته بعرض رسانيد و اضافه كرد براى درك حضور شما زودتر از لشكر حركت نمودم رسول خدا ص از ديدار او و مأموريتش را كه بنحو پسنديده انجام داده خرسند شد و پرسيد چگونه و بچه طرزى صدا به تلبيه بلند كردى و احرام بستى عرضكرد شما كه طريقه احرام را بمن ننوشته بوديد و من در نيت خود نيت شما را در نظر گرفته گفتم پروردگارا من همان جور كه پيغمبرت احرام بسته محرم مىشوم و سى و چهار شتر بعنوان قربانى همراه دارم رسول خدا ص تعجب كرده فرمود من شصت و شش شتر سوق دادم و تو در حج و مناسك و قربانى با من شريكى اكنون با لباس احرام بطرف لشكريان خود رفته آنها را با عجله تمامى بجانب من حركت بده تا در مكه با يك ديگر اجتماع نمائيم على ع آن حضرت را وداع كرده بطرف لشكر خود رهسپار شده فاصله از مكه دور نشده آنان را ملاقات نمود و توجه كرد كه حلهها را بخود پوشيده از اين كارشان متأثر شده بگماشته خود خطاب كرد بچه دليلى به آنها اجازه دادى از حلهها پيش از آنكه بدست رسول خدا ص برسد استفاده نمايند با آنكه در اين باره دستورى از من نداشتى عرضكرد آرى چنانست كه مىفرمائيد ليكن از من تقاضا كردند تا خود را بدانها آراسته و احرام بهبندند سپس بدون عيب و نقص بمن رد كنند امير المؤمنين ع