ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١١ - باب اول على(ع) كيست
بود پيشقدم شده خود را بجناب نبوى معرفى كرده عرضكرد من يگانه كسى هستم كه در امر نبوت و نشر احكام الهى با شما همكارى مىكنم حضرت فرمود آرام گير كه تو برادر و وصى و وزير و جانشين پس از منى.
و اينسخن صريح است كه آن حضرت جانشين رسول خدا است. و نيز رسول خدا ص در روز غدير خم كه مردم را براى استماع بيانات خود گردآورده بود بمردمان خطاب كرد:
ا لست اولى بكم من انفسكم؟
آيا من بهمه شما از خودتان سزاوارتر نيستم؟
قالوا اللهم بلى
همه گفتند آرى خدا گواه است كه تو داراى چنين منصبى هستى آن حضرت بلا فاصله فرمود
فمن كنت مولاه فعلى مولاه
|
هر كه را باشم منش مولا و دوست |
ابن عم من على مولاى اوست |
|
بالاخره نبى اكرم همان سمتى را كه خود بر مردم داشت و ناگزير مردم بايد آن را بپذيرند براى على ع در آن روز اثبات كرد و كسى هم در آن روز انكار مقام ولايتى آن جناب را ننمود.
و اين حديث چنانچه مىبينيد صريح بامامت و خلافت اوست.
و همچنين هنگامى كه مىخواست بكارزار تبوك حضور پيدا كند على ع را مخاطب ساخته فرمود
«انت منى بمنزلة هرون من موسى الا انه لا نبى بعدى»
تو نسبت بمن مانند هرون نسبت بموسى هستى با اين تفاوت كه پس از من پيمبرى نيست.
رسول خدا ص با اين بيان وزارت خود را براى على ع واجب گردانيده و او را ويژه مودت و دوستى خود قرار داده و او را مخصوصا از ميان همه مردم برگزيده و در زمان حيات و پس از درگذشتش او را خليفه بر مردم ساخته چنانچه همه اين مناصب را قرآن براى هرون ثابت كرده و چون پيمبر او را بمنزله هرون قرار داده بايد همه آنها براى على ع ثابت باشد خداى متعال از زبان موسى مىفرمايد «وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً» قال