ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨٤ - باب(در بيان دعاهائى كه در قنوت نماز وتر خوانده مىشود)
تواناى خويش باحسان و انعام بندگان و مخلوقات گشودى و نعمتهاى بىحساب عطا فرمودى پس تو راست جميع محامد اى پروردگار ما، و حلم تو بسيار بزرگ و فراگير است پس بسبب آن گناهان بندگان را عفو كردى و ميكنى پس حمد تو راست اى پروردگار ما، روى كرم تو از هر روئى كريمتر و بزرگوارتر است و جانب تو بهترين و برترين جهات است و بخششهاى تو بالاترين و گواراترين بخششها است، بندگان تو را عبادت و اطاعت مىكنند (كه خود موجب تعالى آنان و بهره و فيضيابى ايشان است) ولى تو شكر آنان ميفرمائى و ايشان را پاداش ميدهى، و تو را نافرمانى مىكنند اى پروردگار ما و باز تو آنان را كه خواهى مىبخشى و مىآمرزى، تو دعاى بيچارگان و درماندگان را اجابت ميكنى پس بلاها و زيانها را از آنان ميگردانى و بيماران را شفا و نجات مىبخشى، و بندگان را از غمها و تنگدليهاى سخت و بزرگ رهائى مىبخشى، هيچ كس نيست كه بتواند نعمتهاى تو را پاداش دهد، و كسى نيست كه همه نعمتهاى تو را برشمردن تواند، خداوندا چشمهاى بندگان اميدوار بسوى تو نگران است، و گامها بسوى درگاه تو راه مىپويد، و بجانب تو گردن ميكشند، و دستها بسوى تو بدعا و نياز برداشته مىشود، و با همه زبانها تو را ميخوانند، و اعمال پنهان و آنچه پوشيده نجوا مىكنند، بسوى تو باز مىگردد، اى پروردگار ما بر ما ببخشاى و از گناهانمان درگذر و ما را مورد رحمت خود قرار ده و ميان ما و قوممان حكم فرما بحقّ و راستى، و تو بهترين حكمكنندگانى، بارخدايا ما شكايت بدرگاه تو مىآوريم از اين حرمان كه پيامبرمان در ميان ما نيست و از نعمت و بركت وجود او محروميم، و نيز از فشارها و سختيها كه پيوسته زمانه بر ما روا ميدارد، و از آن فتنهها و گرفتاريها كه بر سرمان فرو مىريزد و از اينكه دشمنانمان عليه ما دست به دست هم مىدهند و از يك ديگر پشتيبانى مىكنند، و از انبوهى دشمنانمان، و كم بودن تعدادمان و اندكى يارانمان ما از جمله اين دردها بتو شكايت مىآوريم و داد مىخواهيم، اى پروردگار ما