ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٠ - (باب حق معلوم و ماعون)
شب به اين كار مبادرت كنى مسكينان و سائلان و قانع و معترّ به نزد تو حاضر نمىشوند[١]».
١٦٦٥- و از مصادف [مولى أبى عبد الله ٧] روايت شده است كه در زمينى متعلّق به امام صادق ٧ از فيض صحبت آن امام برخوردار بودم، و اين در حالى بود كه خوشههاى خرماى آن را مىبريدند، پس در اين ميان سائلى به مسألت فراز آمد، پس من در جواب او گفتم: «خدا بدهد!» در اين هنگام امام ٧ فرمود: خاموش باش! اين محصول از آن شما نيست مگر آنكه به سه كس از آن عطا كنيد. و پس از آن تحت اختيار شما خواهد بود، تا اگر بخواهيد ببخشيد يا امساك كنيد.
(باب حقّ معلوم و ماعون)
١٦٦٦- سماعه از امام صادق ٧ روايت كرده است كه فرمود:
حق معلوم از زكات نيست. بلكه آن، چيزى است كه اگر بخواهى هر جمعه و اگر بخواهى هر ماه از مال خودت خارج ميسازى، و فضيلت هر صاحب فضيلتى متعلّق به خود او است، و قول خداى عزّ و جلّ: «و ان تحفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم»
[١] در كافى ضمن خبرى در اين باب آمده است كه راوى در باره معنى قانع و معتر از امام سؤال ميكند، و امام ٧ در جواب ميفرمايد: قانع كسى است كه بهر چه به او عطا كنى قناعت ميكند، و معتر كسى است كه پيرامون تو ميگردد و از تو سؤال ميكند.