ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨٩ - باب(در بيان دعاهائى كه در قنوت نماز وتر خوانده مىشود)
برطرف مىسازى، و توئى آن خدائى كه هر حاجت و نيازى را فقط بدرگاه تو مىآورند، خدايا خشم تو را جز حلم و شكيبائى تو چيز ديگرى بازنمىگرداند، و از عذاب تو هيچ چيز نجات نمىبخشد مگر رحمت تو، و از مؤاخذه و كيفر تو هيچ چيز نمىتواند رهائى بخشد مگر خاكسارى آوردن و تضرّع و زارى كردن بدرگاه تو، پس اى خداى من بر من ببخش و از درگاه خويش رحمتى عطا كن كه بسبب آن مرا از رحمت ديگران و غير خودت بىنياز گردانى، با قدرت كامله خودت كه همه موجودات را در تمامى شهرها و سرزمينهاى عالم بدان زنده ساختهاى، و مردگان را در قيامت بدان زنده خواهى ساخت، و مرا با غم و اندوه هلاك مگردان تا آنگاه كه مرا بيامرزى و مورد رحمت خويش قرار دهى، و بمن بشناسانى كه دعايم را مستجاب كردهاى (راه استجابت و قبولى يافتن در دعاهايم را بمن بشناسانى)، و مرا تندرستى و عافيت در طول زندگى تا رسيدن اجل روزى فرما، و از لغزشهايم درگذر، و دشمنم را با گرفتارى من خوشحال مگردان (مرا دشمن شاد مكن)، و او را بر من مسلّط نگردان، بارخدايا اگر تو مرتبه مرا بلند سازى كيست كه مرا پست سازد؟ و اگر تو مرا پست و خوار سازى چه كسى تواند كه مرا بلند گرداند؟ و اگر مرا هلاك سازى كيست كه بتواند ميان [خواست] تو و من قرار گيرد و تو را مانع شود؟ يا در موردى از كارهاى من كه اراده تو بر آن قرار گرفته با تو معارضه كند و تعرّضى نمايد، و من نيك ميدانم كه در حكم تو ستم نيست، و در عذابى كه خواهى كرد شتابى نيست. اگر اكنون نكنى بالأخره در زمان مقرّر خواهى كرد، زيرا كسى شتاب مىكند كه بيم داشته باشد اگر تأخير كند مقصودش فوت شود، و تنها كسى نياز به ظلم دارد كه ضعيف باشد، در حالى كه تو برتر و والاتر از آنى (كه اين گونه صفات بتو راه تواند داشت)، اى خداى من پس چنان مكن كه من هدف تير دشمنان گردم و در آخرت مرا نشانه تير عذاب خويش نگردان، مرا مهلت ده و غم و اندوه مرا زايل ساز و از لغزشهايم درگذر، و مرا به بلاهاى پياپى گرفتار مساز، تو كه ضعف مرا مىبينى و از بيچارگى من آگاهى، در اين شب به تو پناه ميبرم پس مرا در پناه خويش گير، و بتو پناه مىآورم از آتش دوزخ پس مرا در سايه خود امان ده، و از تو تقاضاى بهشت دارم مرا از آن محروم نساز).