تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٦ - تفسير«الحمد لله»
و هم شكر باشد.»[١]
[١/ ٤٥٤] ابن ابى الدنيا و ابو نعيم در الحليه از عبد اللَّه بن عمرو بن عاص روايت كردهاند: «هنگامى كه بنده گويد: سبحان اللَّه، اين [عبارت]، نماز [همه] مخلوقات است؛ و هرگاه بگويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ»، اين همان كلمه شكرى است كه بنده، تنها با آن شكر خداى را به جا مىآورد؛ و هرگاه بگويد: لا إله إلّااللَّه، اين، كلمه اخلاصى است كه خداوند عمل بندهاى را بدون گفتن آن نمىپذيرد؛ و هنگامى كه بگويد: اللَّه اكبر، بين آسمان و زمين را پُر كند؛ و هرگاه بگويد: لا حول و لا قوة إلّاباللَّه، خداوند مىگويد: اسلام آورد و گردن نهاد.»[٢]
[١/ ٤٥٥] ابن ماجه از ابن عمر روايت كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى آنان نقل كرد كه يكى از بندگان خدا گفت: «پروردگارا، حمد براى توست؛ آن سان كه شايسته جلال وجه تو و سلطه عظيم توست.» دو فرشته باز ماندند و ندانستند كه آن را چگونه بنويسند، از اين رو به آسمان بالا رفتند و عرضه داشتند: «اى پروردگار ما، بندهات سخنى گفت كه ما نمىدانيم آن را چگونه بنويسيم؟» خداوند- كه از گفته بندهاش آگاهتر است- پرسيد: «بندهام چه گفت؟» آن دو گفتند: «پروردگارا، او گفت:
" پروردگارا، حمد براى توست؛ آن سان كه شايسته جلال وجه تو و سلطه عظيم توست."» خداوند به آن دو فرمود: «آن را همان گونه كه بندهام گفت، بنويسيد تا مرا ملاقات كند و من در برابر آن، به او پاداش دهم.»[٣]
[١/ ٤٥٦] از ابن عباس روايت شده: « «الْحَمْدُ لِلَّهِ» سخن هر شكرگزار است و آدم عليه السلام هنگامى كه عطسه كرد، گفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ».»[٤]
[١/ ٤٥٧] ابو محمد عبد الغنى بن سعيد حافظ از ابو هريره و ابو سعيد خدرى از
[١] . الدرّ، ج ١، ص ٣٣؛ الشعب، ج ٤، ص ١١٠ و ١١١.
[٢] . الدرّ، ج ١، ص ٣٣؛ الحليه، ج ٩، ص ١٧؛ المصنّف، ج ١١، ص ٢٩٥.
[٣] . ابن ماجه، ج ٢، ص ١٢٤٩؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٥؛ قرطبى، ج ١، ص ١٣٢؛ كنز العمّال، ج ٢، ص ٧٠١.
[٤] . قرطبى، ج ١، ص ١٣٤؛ ابن كثير، ج ١، ص ٢٤.