تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٢٤ - تفسير«الحمد لله»
كرده: «توحيد، بهاى بهشت و حمد، وفاى شكر هر نعمت است.»[١]
[١/ ٤٤٤] ابو داوود، نسائى، ابن ماجه، ابن حبّان و بيهقى از ابو هريره از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كردهاند: «هر كار مهم كه با حمد خدا آغاز نگردد، نا تمام است.»[٢]
[١/ ٤٤٥] بخارى در الأدب المفرد، از ابن عباس روايت كرده است: «هرگاه يكى از شما عطسه كند و بگويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» فرشته مىگويد: ربّ العالمين. هرگاه نيز بگويد: «رَبِّ الْعالَمِينَ» فرشته مىگويد: رحمت خدا بر تو.»[٣]
[١/ ٤٤٦] بخارى در الأدب، ابن سنى و ابو نعيم، هر دو، در الطبّ النبوى، از على بن ابى طالب عليه السلام روايت كردهاند: «هر كس هنگام شنيدن عطسه، بگويد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»، در هرحالكه باشد، هرگز درد دندان وگوش به او نرسد.»[٤]
[١/ ٤٤٧] حكيم ترمذى از واثلة بن اسقع از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است: «هر كس نزد عطسه كننده، بىدرنگ حمد كند، به دلدرد دچار نشود.»[٥]
[١/ ٤٤٨] حكيم ترمذى از موسى بن طلحه چنين نقل كرده است: «خداوند به سليمان وحى كرد: اگر كسى از پس هفت دريا عطسه كرد، مرا ياد كن.»[٦]
[١/ ٤٤٩] بيهقى از على عليه السلام چنين روايت كرده است: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گروهى از اهل خود را به نبردى فرستاد و عرضه داشت:" بار خدايا، اين حق از جانب تو بر گردن من كه اگر آنان را به سلامت باز گردانى، حق شكر تو را به جا آورم." طولى نكشيد كه آنان به سلامت باز گشتند. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت:" «الْحَمْدُ لِلَّهِ» بر نعمتهاى فراوان خدا." من گفتم: اى رسول خدا، آيا نگفتيد: اگر خدا آنان را
[١] . الدرّ، ج ١، ص ٣٢.
[٢] . همان؛ نسائى، ج ٦، ص ١٢٧؛ ابن ماجه، ج ١، ص ٦١٠؛ ابن حبّان، ج ١، ص ١٧٣؛ الشعب، ج ٤، ص ٩٠؛ الكبرى، ج ٣، ص ٢٠٨ و ٢٠٩؛ كنز العمّال، ج ١، ص ٥٥٨.
[٣] . الدرّ، ج ١، ص ٣٢؛ الأدب المفرد، ص ١٩٦؛ كنز العمّال، ج ٩، ص ٢٢٧.
[٤] . الدرّ، ج ١، ص ٣٢؛ الأدب المفرد، ص ١٩٨؛ كنز العمّال، ج ٩، ص ٢٢٣.
[٥] . الدرّ، ج ١، ص ٣٢؛ النوادر، ج ٢، ص ٨١.
[٦] . الدرّ، ج ١، ص ٣٢؛ النوادر، ج ٢، ص ٨٢.