تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٦٧ - تفسير بسمله
وحدت ذاتى).»
سؤال كننده گفت: «پس او چيست؟»
امام عليه السلام فرمود: «او پروردگار، معبود و اللَّه است. مقصود من از" اللَّه"، اثبات حروف الف، لام، هاء نيست، بلكه بدين معنا باز مىگردم كه او خالق اشياء و پديد آورنده آنهاست و اين حروف بر اين معنا قرار داده شده است. او معنايى است كه به اللَّه، الرحمان، الرحيم، العزيز و ديگر اسامى او، نامگذارى مىشود و او، معبود مىباشد.»[١]
[١/ ٣٠٣] در حديث فتح بن يزيد جرجانى با امام رضا عليه السلام آمده است كه راوى گفت:
«ليك تو گفتى: خدا احد و صمد است. نيز گفتى: به چيزى شباهت ندارد و اللَّه واحد است و انسان نيز يكى است. آيا وحدانيت مشابه پيدا نكرد؟» حضرت فرمود: «اى فتح- خداوندت ثابت قدم بدارد- سخن تو نارواست. منظور [از نفى تشبيه خدا با ديگران] تشبيه در معانى است، اما اسامى [خدا و انسان]، يكى بوده، بر مسمّى دلالت دارند.»[٢]
مراد امام اين است كه نامهاى خداى تعالى، هر چند متعدد بوده، مفهوم متفاوت دارند و همگى صرفاً نشانههايى بر ذات مقدس و اشاراتى به خداى سبحان هستند؛ بى آن كه بر تعدد معانى و مسمّاها دلالتى كنند.
***
«اللَّه» عَلَم شخصى براى خداى تعالى است. اصل آن «الإله» بوده، سپس عَلَم بالغلبه گرديده است. راغب گويد: «به سبب اختصاص داشتن اين نام به او، فرمود:" آيا براى او هم نامى مىشناسى؟"[٣]»
همزه «الإله» براى تخفيف و به سبب كثرت استعمال، حذف گرديده و دو لام ادغام شده است و تفخيم مىگردد؛ مگر هنگامى كه پيش از آن كسره باشد.
[١] . التوحيد، ص ٢٤٥.
[٢] . العيون، ج ١، ص ١١٧.
[٣] .« هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا»:( مريم( ١٩) ٦٥).