تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٠ - قصه كلاه شگفت انگيز
شايد خوانندگان هوشيار از طولانى شدن سخن پيرامون قصهاى تو خالى و بىارزش- كه بيشتر به افسانههاى خرافى و مندرس مىماند- شگفت زده شوند، ليك متأسفانه، اين قصه در مجموعههاى حديثى معروف آمده است و ساده لوحانِ داراى عقايد ارتجاعى (از نوع جاهليت نخستين) تا به امروز، آن را دست به دست مىكنند؛ بنابراين هشدار نسبت به دورى از آن، ضرورى بود تا به واپس، باز نگرديم.
[م/ ١٧٧] طبرسى رُقيه ديگرى را نيز براى سر درد ياد كرده است: در پارچهاى، اين جملهها نوشته و با نخى، به سر بسته شود: «بسم اللَّه الرحمان الرحيم»- و هفت آيه آغازين سوره آل عمران- و در پى آن: «نكوهيده و رانده، از آن بيرون شو.»[١]
[م/ ١٧٨] همو براى سر دردى كه نيمى از سر را فرامىگيرد، روايت كرده است كه پس از بسمله، آيه هشتم از سوره آل عمران، سپس دعاى غريبى كه وى ياد كرده است، نوشته شود.[٢] طبرسى گويد: «اگر بهبود يافت، [مطلوب به دست آمده است] وگرنه يك و نيم نخود سفيد بردار و به طور كامل، آن را آرد كن و بر آن، سه بار سوره توحيد را بخوان، سپس به بيمار بنوشان.»[٣]
براى درمان ناشنوايى روايت شده است كه دست خود را بر آن بكش و بخوان:
[١] . اين جمله برگرفته از آيه ١٨ سوره اعراف( ٧) است. مكارم الاخلاق، ص ٤٠٤.
[٢] . همان، ص ٣٧٣ و ٤٠٤.
[٣] . همان، ص ٣٧٤.