تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٧ - فضايل قرآن
باطن آن- كه در بردارنده دانشى فراوان و مفاهيمى كلى است- ژرف، انديشيد؛
[م/ ٣] مفاهيمى كه به فرمايش امام باقر عليه السلام، تا ابد در جرياناند؛ چونان جريان خورشيد و ماه.[١]
حضرت فرمود: «قرآن را ستارگانى است و ستارگان آن را نيز ستارههايى.» دلايل بر مفاهيم قرآن، يكى پس از ديگرى، استوار است؛ از جمله، شواهدى است كه در قرآن وجود دارد؛ چرا كه:
[م/ ٤] «بخشى از قرآن با بخشى ديگر سخن مىگويد و بخشى، شاهد بر بخشى ديگر است»؛ چنان كه امام اميرمؤمنان عليه السلام فرمود.[٢]
يكى ديگر از دلايل بر مفاهيم قرآن، سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و احاديث صحابه برتر و عترت پاك حضرت است:
[م/ ٥] ترمذى، دارمى و ديگران، از طريق حارث اعور[٣] از امام اميرمؤمنان عليه السلام نقل كردهاند كه فرمود: «از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم:" فتنه هايى روى خواهد داد." گفتم:" راه برون رفت از آنها چيست؟" فرمود:" كتاب خدا، كتاب خدا؛ كه در آن، خبر [رويدادهاى] پيش و پس از شما و داورى بين شماست. قرآن، جدا كننده [حق و باطل] است و نه شوخى. هر ستمگرى كه آن را رها سازد، خداوند او را درهم شكند و هر كس هدايت را در غير آن بجويد، خداوند گمراهش سازد. قرآن ريسمان محكم خداوند، ذكر حكيم و راه مستقيم است. خواستهها به سبب آن، منحرف نگردد و
[١] . عياشى، ج ١، ص ٢٢.
[٢] . نهج البلاغه، ج ٢، ص ١٧، خطبه ١٣٣.
[٣] . حارث بن عبدالله اعور همدانى خارفى( طايفهاى از همدان) ابو زهير كوفى. او از حواريون امام اميرمؤمنان عليه السلام و از اصحاب ويژه و باتقواى حضرت بود. او از فقيهترين، آگاهترين افراد به علم فرايض، شريفترين مردم و نيز گنجينه دانشها بود. از يحيى بن معين درباره او پرسيدند؛ گفت:« ثقه است.» ابن ابى خيثمه گويد: به يحيى گفته شد:« آيا به سخن حارث احتجاج مىشود؟» گفت:« محدّثان پيوسته، حديث او را پذيرفتهاند.» صاحبان سنن، همگى، از وى نقل كردهاند. وى در سال ٦٥ از دنيا رفت.( بنگريد به: قاموس الرجال، ج ٣، ص ٣٩؛ تهذيب التهذيب، ج ٢، ص ١٤٧).