تفسير اثرى جامع - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩١ - شيوه بيانى قرآن
مرد اموى در حضور و برابر ديدگان مسلمانان و ديگران بود.
بنابراين سرزنش، متوجه آن مرد اموى است كه بدان شكل ناشايست به منزلت مردى با ايمان اهانت كرد، ولى عتاب، متوجه شخص پيامبر مىباشد؛ چرا كه از رويدادهاى اطراف خود، اگر چه براى لحظهاى، غفلت كرد؛ هرچند هدف حضرت- كه او را به خود سرگرم ساخته بود- بسى اهميت داشت؛ چه، حرمت مؤمن فراتر از هر چيز است.
[م/ ٦٥] بدين جهت هر گاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ابن امّ مكتوم را مىديد، مىفرمود:
«خوش آمد به كسى كه براى او، پروردگارم مرا عتاب كرد.»[١]
[م/ ٦٦] در حديث امام صادق عليه السلام نيز چنين آمده است: «رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هنگامى كه او را مىديد، مىفرمود:" خوش آمدى، خوش آمدى، به خدا سوگند كه هرگز خدا مرا درباره تو عتاب نخواهد كرد."»[٢]
اين چرخش گفتار از سرزنش به عتاب و به صورت ابهام در گفتار، با تكيه بر شواهد موجود، از ويژگىهاى سبك گفتارى است و در نوشتار، نيكو نمىباشد.
چنان كه انتقال ناگهانى در بين سخن، از موضوعى به موضوعى ديگر و بدون مناسبتى آشكار يا به سبب مناسبتهايى دور از ذهن، از ويژگىهاى سبك گفتارى است و سبك نوشتارى آن را نمىپذيرد؛ به ويژه آن گاه كه در يك فراز از فرازهاى سخن باشد.
اين انتقال ناگهانى نيز در قرآن، فراوان است؛ براى نمونه در سوره قيامت، سخن درباره قيامت و روز حساب آغاز مىگردد و بدين جا مىرسد: «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ. وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ»؛ «بلكه انسان، خود، بر نفس خويشتن بيناست؛ هرچند عذر تراشى كند.» (آيات ١- ١٥)
سپس به طور ناگهانى، از نزول قرآن سخن مىگويد و اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در قرائت آن براى نويسندگان وحى، شتاب مىكرد كه قرآن، حضرت را از اين كار
[١] . مجمع البيان، ج ١٠، ص ٦٦.
[٢] . همان.